Translation of "leaching" into Persian

آبشویی, صافی, لیچینگ are the top translations of "leaching" into Persian.

leaching noun verb grammar

Present participle of leach. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • آبشویی

  • صافی

    noun
  • لیچینگ

    extraction of certain materials from a carrier into a liquid

    I have a theory that the introduction of several barrels of saltpetre can cut the leaching stage down to four weeks.

    یک تئوری دارم که معمول سازی چندتا بشکه شوره ی قلمی میتونه مرحله ی لیچینگ رو به ۴هفته کاهش بده.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "leaching" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "leaching" with translations into Persian

  • (اسباب سرند مانندی که برای به دست آوردن قلیاب و غیره خاکستر در آن می ریزیدند و فروشویی می کنند) پالایه · (با گذراندن از شن یا خاک و غیره) پالودن · (خاک - در اثر آب شویی مواد مغذی خود را از دست دادن) فرو شست شدن · آب شویی · آب شویی کردن یا شدن (برای جدا کردن مواد معدنی و غیره) · آلکالوئید · آنچه که در اثر فروشویی به دست می آید: قلیاب · بیزیدن · حل و شسته و برده شدن · رجوع شود به leech · شغار (و غیره) · صافی · صافی کردن · فرو شویی · فروشویی کردن · پالاییدن · کانه شویی کردن
  • (اسباب سرند مانندی که برای به دست آوردن قلیاب و غیره خاکستر در آن می ریزیدند و فروشویی می کنند) پالایه · (با گذراندن از شن یا خاک و غیره) پالودن · (خاک - در اثر آب شویی مواد مغذی خود را از دست دادن) فرو شست شدن · آب شویی · آب شویی کردن یا شدن (برای جدا کردن مواد معدنی و غیره) · آلکالوئید · آنچه که در اثر فروشویی به دست می آید: قلیاب · بیزیدن · حل و شسته و برده شدن · رجوع شود به leech · شغار (و غیره) · صافی · صافی کردن · فرو شویی · فروشویی کردن · پالاییدن · کانه شویی کردن
Add

Translations of "leaching" into Persian in sentences, translation memory