Translation of "lethal" into Persian
مرگبار, مهلک, مرگ آور are the top translations of "lethal" into Persian.
lethal
adjective
noun
grammar
deadly; mortal; fatal [..]
-
مرگبار
adjectiveA motorcycle helmet with a horrible, lethal hole punched through the back of it.
یک کلاه ایمنی با سوراخ مرگبار وحشتناکی در سمت عقب آن شیء بعدی بود.
-
مهلک
adjectiveI feel a bolt of lethal power shoot towards Drust.
قدرت مهلک ناگهانی ای را احساس میکنم که به سمت در است پرتاب میشود.
-
مرگ آور
They're lethal at eight months, and I do mean lethal.
در هشت ماه مرگ آور ميشن ، و منظورم مرگ آور واقعيه.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "lethal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "lethal" with translations into Persian
-
دوز کشنده میانه (آی.دی 50)
-
متوسط دوز کشنده
-
تزریق کشنده
-
بيشدوز · تعیین مقدار مصرف · دوز كشنده · دوز موثر میانه · دوز کشنده · دوزاژ · چندهگذاری
-
(زیست شناسی) ژن مرگبار (که در مراحل آغازین موجب تباهی ساز واره می شود) · ژن کشنده (lethal factor هم می گویند)
-
ژنهای کشنده
-
مرگ اوری · کشنده بودن · کوشندگی
-
ام.آی.دی (دوز کشنده میانه)
Add example
Add