Translation of "letter" into Persian

حرف, نامه, نویسه are the top translations of "letter" into Persian.

letter verb noun grammar

A symbol in an alphabet, bookstave. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • حرف

    noun

    letter of the alphabet [..]

    None of them proved able to learn the alphabet beyond the letter B.

    از حروف الفبا دو حرف آ و ب را یاد گرفته بودند و بس.

  • نامه

    noun

    written message [..]

    Written by hand, the letter was not very easy to read.

    نامه که با دست توشته شده بود به آسانی قابل خواندن نبود.

  • نویسه

    noun

    letter of the alphabet

  • Less frequent translations

    • رساله
    • خط
    • دانش
    • کتاب
    • مکتوب
    • متن
    • علم
    • کلام
    • نص
    • ورقه
    • وات
    • لفظ
    • nâme
    • مراسله
    • موجر
    • نگاشتن
    • (الفبا) حرف
    • (امریکا) حرف اول نام مدرسه یا دانشگاه که روی پارچه دوخته شده و به قهرمانان جایزه داده می شود(معمولا روی کاپشن خود می دوزند)
    • (با حروف) دستنویس کردن
    • (باحروف الفبا)زینت یا مشخص کردن 1
    • (جمع) ادبیات 5 - دانشمندی
    • (معمولا جمع) اوراق
    • اجاره دهنده
    • اعتبار نامه ها
    • این جایزه را به دست آوردن
    • حرف چاپی 0
    • حروف الفبا را نوشتن
    • مدارک
    • معنی تحت اللفظی
    • نامه رسمی
    • وات نگاری کردن
    • کرایه دهنده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "letter" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Letter
+ Add

English-Persian dictionary

  • نامه

    noun

    Written by hand, the letter was not very easy to read.

    نامه که با دست توشته شده بود به آسانی قابل خواندن نبود.

Images with "letter"

Phrases similar to "letter" with translations into Persian

  • با حروف نشانه گذاری شده یا نگاشته شده · باسواد · دانشمند · عالم · قادر به خواندن و نوشتن · پرسواد
  • نامه پیشنهاد شغلی
  • (حقوق - قانون یا رسم و غیره که هنوز ملغی نشده ولی دیگر اجرا نمی شود) بلااجرا · برگشتی (نامه ای که به واسطه ی غلط بودن نشانی و غیره قابل تحویل نیست) · قانون منسوخ · ناانجام
  • نامههای ایرانی
  • نامه وکیل
  • (سفیران و غیره) استوارنامه (credential letters هم می گویند)
Add

Translations of "letter" into Persian in sentences, translation memory