Translation of "liber" into Persian
(لاتین) کتاب, دفتر (به ویژه دفتر ثبت قباله و سند و غیره) are the top translations of "liber" into Persian.
liber
noun
grammar
The inner bark of plants, next to the wood. It usually contains a large proportion of woody, fibrous cells, and is the part from which the fibre of the plant is obtained, as that of hemp, etc.
-
(لاتین) کتاب
-
دفتر (به ویژه دفتر ثبت قباله و سند و غیره)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "liber" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "liber" with translations into Persian
-
فمینیسم لیبرال
-
(در اصل) هفت موضوع درسی که در آموزش کلاسیک و دوران رنسانس مورد تاکید بود · (دردانشگاه های امریکا و انگلیس و کانادا) دروس علوم انسانی (ادبیات و فلسفه و غیره و علوم پایه : ریاضی و فیزیک و غیره - در برابردروس عملی یا فنی یا حرفه ای مانند حسابداری و کامپیوتر و غیره) · آموزش و پرورش آزادگر · علوم انسانی · علوم مقدماتی
-
آزادسازی اقتصادی
-
علوم مقدماتی
-
(تفسیر یا ترجمه) آسان گیرانه · (در اصل) در خور آزادگان · (هوادار اصلاحات و پیشرفت و آزادی های فردی) آزادیخواه · آزاد · آزاد اندیش · آزاد ساز · آزادمنش (دارای گذشت و تحمل نسبت به کسانی که دارای عقاید و باورهای دیگری هستند) · آزاده · آزادوار · بخشنده · حزب لیبرال کانادا · خالی از تعصب · خوش قیافه · دست و دل باز · دهشگر · دهنده · راد · رهایی بخش · زیاد · سخاوتمند · سخی · سزاوار آزاد مردان · صاحب کرم · طرفدار لیبرالیسم · غیر متعصبانه · فراوان · لیبرال L( -10 بزرگ) حزب لیبرال انگلیس · مترقی · ناسنت گرای · نظام جمهوری و مردمی (در برابر نظام های شاهی یا اشرافی و غیره) · وابسته به حزب لیبرال L( -11 بزرگ) عضو حزب لیبرال · وابسته به علوم انسانی · وارسته · وافر · پیشروی گرای · گشاده دست
-
سازمان رهایی افغانستان
-
بینالملل لیبرال
Add example
Add