Translation of "litter" into Persian
تخت روان, زباله, برانکار are the top translations of "litter" into Persian.
litter
verb
noun
grammar
(intransitive) To drop or throw trash without properly disposing of it (as discarding in public areas rather than trash receptacles). [..]
-
تخت روان
nounhuman-powered wheelless vehicle for the transport of persons
He took it into his head that the litter was a bier on which was borne some sorely wounded or slain knight
او چنین پنداشت که آن تخت روان تابوت یکی از پهلوانان مقتول یا سخت مجروح است
-
زباله
nouninstead of just litter, create one composition.
تا به جای زباله بودن، یه چیدمان متناسب داشته باشند.
-
برانکار
-
Less frequent translations
- پالکی
- آخال
- نابسامانی
- (با زباله و غیره) کثیف کردن
- (جنگل داری) خاکرویه (سطح خاک جنگل که مرکب است ازبرگ های پوسیده) 1
- (در خانه) مستراح گربه (litter box هم می گویند)
- (سگ و غیره) آبستن بودن
- (سگ و گربه و خوک و دیگر جانورانی که هر بار چندبچه می زایند) توله ها
- آت و آشغال
- آشغال (به ویژه اگر در جایی پراکنده باشد)
- آشغال پاشیدن
- آشغال پرت کردن
- از هم پاشیدگی
- بستر جانور (که از کاه و خاشاک می سازد)
- بستر کاهی ساختن
- بچه ها
- بچه گربه ها
- تولدهای چندتایی
- توله زاییدن
- تولههای همزاد
- در هم ریختگی 0
- درهم و برهمی
- دور افکنه
- زایمان کردن
- شیر بچه ها (و غیره)
- پر از آت و آشغال کردن
- پوشش گیاه (از کاه و خاشاک و برای جلوگیری از سرما زدگی)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "litter" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "litter"
Phrases similar to "litter" with translations into Persian
-
بستر جانوران · بستر جانوری · بستر ماكيان
-
بستر جانوران · بستر جانوری · بستر ماكيان
-
اندازه تولههای همزاد · بهرهدهي تولههای همزاد
-
بستر جانوران · بستر جانوری · بستر ماكيان
-
تولههای همزاد (تولدها)
-
اندازه تولههای همزاد · بهرهدهي تولههای همزاد
-
(نام بازرگانی) مستراح گربه (جعبه ای که برای این کار ساخته شده است)
-
وزن تولههای همزاد
Add example
Add