Translation of "maximal" into Persian
بیشینه, بیشین, حداکثر are the top translations of "maximal" into Persian.
maximal
noun
adjective
grammar
Largest, greatest (in magnitude), highest, most. [..]
-
بیشینه
adjectiveThis selects the maximal bitrate used for encoding
میزان ارسال بیت بیشینه که برای کدبندی استفاده میشود را انتخاب میکند
-
بیشین
-
حداکثر
It is an organized plan that you can follow to maximize your performance and productivity.
ایـن برنامه سازمانیافتهای است که میتوانید از آن برای به حداکثر رساندن عملکرد و بهرهوری خود استفاده نمایید.
-
Less frequent translations
- مهین
- مهینه
- بیشترین
- بالاترین حد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "maximal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "maximal" with translations into Persian
-
(به بیشترین حد) وانمود کردن · (ریاضی) مهینه ساختن · به بالاترین سطح رساندن · به حداکثر رساندن · به شدیدترین حد رساندن · بیش نمایی کردن · بیشین کردن · بیشینه ساختن
-
(سابقا) مسلسل خودکار · آیین · اصل · اصل عمومی · اندرز · حقیقت اشکار · راست گویه · ضرب المثل · فراگفت · قاعده کلی · مثل · مردم گویه · هیرام پرسی ماکسیم (مخترع امریکایی) · پند · گفته · گفته اخلاقی
-
عضو بیشین
-
بیشینه سازی
-
حد اکثر کردن · حداکثر بودن · مدیریت بر مبنای هدف
-
ماکسیم گورکی
-
بیشینه سازی
-
(به بیشترین حد) وانمود کردن · (ریاضی) مهینه ساختن · به بالاترین سطح رساندن · به حداکثر رساندن · به شدیدترین حد رساندن · بیش نمایی کردن · بیشین کردن · بیشینه ساختن
Add example
Add