Translation of "modern" into Persian
مدرن, نوین, نو are the top translations of "modern" into Persian.
Pertaining to the current time and style. [..]
-
مدرن
adjectivepertaining to the current time and style
I don't know if modern technology increases unemployment, or rather decreases it.
من نمیدانم آیا فناوری مدرن باعث افزایش بیکاری میشود یا برعکس.
-
نوین
adjectivepertaining to the current time and style [..]
What does modern science have to say about this?
علم نوین در این مورد چه نظری داره؟
-
نو
adjectiveI heard them in a modern comedy
آن را در نمایش یک کمدی نو شنیدهام .
-
Less frequent translations
- متاخر
- امروزی
- جدید
- معاصر
- متجدد
- نوگرا
- امروزین
- معاص
- نوخواه
- نوپسند
- (دوران) نوین (در برابر:دوران کهن و دوران میانه)
- (عصر) جدید
- (معمولا m بزرگ) وابسته به زبان امروزی
- (وابسته به دورانی از تاریخ که بعد از قرون وسطی یعنی از 0541 میلادی تاکنون ادامه دارد) عهد جدید
- به پیمانه
- دارای عقاید امروزی
- کسی که در دوران نوین زندگی می کند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "modern" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
used of a living language; being the current stage in its development; "Modern English"; "New Hebrew is Israeli Hebrew"
"Modern" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Modern in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "modern"
Phrases similar to "modern" with translations into Persian
-
عصر جدید
-
اصول امروزی · امروزی گری · تجدد · مدرنیته · نوگرایی · نوین گرایی · نوینگری · هرچیز امروزی
-
(معمولا M بزرگ : هر یک از جنبش های اصلاح طلبانه ی کلیسایی که هدف آن تطابق مذهب و تفسیر انجیل با اصول علمی معاصربوده است) نوگرایی مذهبی · (هنر و ادبیات : تمایل به بریدن از سنت های گذشته و کوشش برای یافتن راه های نوین بیان) نوگرایی هنری · (واژه یا اصطلاح یا کاربرد) امروزی · اصول امروزی · تجدد طلبی · موسیقی مدرن · نوگرایی · نوگرایی ادبی · نوگری · نوین گرایی
-
امروزی کردن یا شدن · مدرن کردن یا شدن · نوین کردن · نوین کردن یا شدن · پیاده کردن
-
پگانیسم مدرن
-
فیزیک نوین
-
(زبانشناسی) یونانی نوین (زبان یونانی از سده ی 51 تا امروز) · یونانی
-
٢٠٠٣نوناق ،رکیدم یزیوجت یاهوراد یزاسون و یدوبهب