Translation of "monarch" into Persian
مونارک, پادشاه, شاه are the top translations of "monarch" into Persian.
The ruler of an absolute monarchy or the head of state of a constitutional monarchy. [..]
-
مونارک
ruler
I'm looking for the man who shot and killed my father, Frank Ross, in front of the Monarch Boarding House.
من دنبال مردي هستم که پدرم ، فرانک راس رو جلوي مهمانخانه مونارک کشته
-
پادشاه
nounThe monarch is just a glorified moth, don't you think?
پادشاه جنوبي فقط يک بيده که پر زرق و برقه اينطور فکر نميکني ؟
-
شاه
nounBut when the cowardly insulter spat in the face of the captive monarch Athos grasped his dagger.
چون آن شخص را دید که به روی شاه تف افکند، دستی به قبضه شمشیر برد،
-
Less frequent translations
- سلطان
- شهریار
- سالار
- خاقان
- خدیو
- خسرو
- امیر
- فرمانروا
- پیشگام
- سرآمد
- (جانور شناسی) پروانه ی مونارک (Danaus plexippus که درشت و کوچ گر بوده و بال های زرد با لبه ی سیاه دارد - بومی امریکای شمالی)
- (زیست شناسی) تک سالاره
- تک آغازه
- تک خاستگاهه
- تک سالار
- حکمران یگانه ی کشور
- فرمانروای مطلق
- پروانه شهریار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "monarch" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
-
پروانه شهریار
Images with "monarch"
Phrases similar to "monarch" with translations into Persian
-
خسروانی · سلطنتی (monarchial هم می گویند) · شاهانه · شاهی · وابسته به سلطنت
-
وابسته به حکومت سلطنتی · وابسته به سلطنت
-
پادشاه
-
مگسگیر شهریار
-
سلطنت طلبی · سلطنتی · شاه گرایی (monarchic هم می گویند) · هواداری نظام شاهی · وابسته به سلطنت · وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
-
تبدیل به سلطنت کردن · سلطنت کردن · پادشاهی کردن
-
اصول نظام پادشاهی · سلطنت · سلطنت طلبی · شاهی · هواداری از نظام پادشاهی
-
سلطان · شهریار