Translation of "opposable" into Persian
پادگرپذیر, (قادر به قرار گرفتن در برابر چیزهای دیگر مانند انگشت شست که می تواندجلو هریک از انگشتان دیگر قرار گیرد) روبه روگر, ضدیت کردن are the top translations of "opposable" into Persian.
opposable
adjective
grammar
Capable of being opposed or resisted. [..]
-
پادگرپذیر
-
(قادر به قرار گرفتن در برابر چیزهای دیگر مانند انگشت شست که می تواندجلو هریک از انگشتان دیگر قرار گیرد) روبه روگر
-
ضدیت کردن
-
Less frequent translations
- قابل مخالفت
- مقابله پذیر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "opposable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "opposable" with translations into Persian
-
آمادگی برای روبرو گذاشتن · قابلیت تقابل · مقابله پذیری
-
حریف · ضد · معارض
-
شرکت کردن در
-
روبرو · ضد · متضاد · مخالف · مخالف یکدیگر · مقابل · منافی · مواجه · نقیض
-
رقیب · مبارز · مخالف
-
برابری کردن · تو روی کسی ایستادن · حریف شدن با · دشمنی کردن · ردکردن · رو به رو شدن با · رو به رو قرار گرفتن یا قرار دادن · رو در رویی کردن · ضد بودن · ضدیت کردن · مخالفت کردن · مصاف دادن · معاندت کردن · مقابل (چیزی یاکسی) بودن · مقابله کردن · هماورد شدن · واکنش کردن · پادگری کردن · پادی کردن
-
برابری کردن · تو روی کسی ایستادن · حریف شدن با · دشمنی کردن · ردکردن · رو به رو شدن با · رو به رو قرار گرفتن یا قرار دادن · رو در رویی کردن · ضد بودن · ضدیت کردن · مخالفت کردن · مصاف دادن · معاندت کردن · مقابل (چیزی یاکسی) بودن · مقابله کردن · هماورد شدن · واکنش کردن · پادگری کردن · پادی کردن
-
برابری کردن · تو روی کسی ایستادن · حریف شدن با · دشمنی کردن · ردکردن · رو به رو شدن با · رو به رو قرار گرفتن یا قرار دادن · رو در رویی کردن · ضد بودن · ضدیت کردن · مخالفت کردن · مصاف دادن · معاندت کردن · مقابل (چیزی یاکسی) بودن · مقابله کردن · هماورد شدن · واکنش کردن · پادگری کردن · پادی کردن
Add example
Add