Translation of "parallelized" into Persian
فعل ماضی موازی نمودن, موازی شده are the top translations of "parallelized" into Persian.
parallelized
verb
Simple past tense and past participle of parallelize. [..]
-
فعل ماضی موازی نمودن
-
موازی شده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "parallelized" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "parallelized" with translations into Persian
-
(برق) اتصال موازی · اتصال موازی کردن · برابر بودن با · برابر کردن · تشابه · تشبیه کردن · توازی (هندسه) · شبیه · عرض جغرافیایی · متوازی · مدار برگشتگاه شمالی وجنوبی · مدار جغرافیایی (parallel of latitude هم می گویند) · مشابه · مشابهت داشتن · مقایسه کردن (برای نشان دادن شباهت) · موازی · موازی کار کردن دو یا چند دستگاه · موازی کردن · نظیر · هم بال · هم راستا · هم راستا کردن یا بودن · هم رو · هم عرض · همانند · همانندی · همتا · همتراز بودن با · همسانی
-
رایانش موازی
-
(ژیمناستیک) پارالل · میله پارالل
-
مدل برنامهنویسی موازی
-
اصل پنجم اقلیدس
-
دختر خاله · دختر عمو · پسر خاله · پسر عمو
-
جهان موازی
-
عملکرد موازی
Add example
Add