Translation of "past" into Persian
گذشته, سابق, کذشته are the top translations of "past" into Persian.
past
adjective
noun
adverb
adposition
grammar
The period of time that has already happened, in contrast to the present and the future. [..]
-
گذشته
adjective nounperiod of time that has already happened [..]
There is some comfort in the emptiness of the sea, no past, no future.
در پوچی دریا آرامشی است، نه گذشته ای، نه آینده ای.
-
سابق
adjectiveYou made game of me in the past!
شما سابق بر این منو مسخره کردهی ین!
-
کذشته
-
Less frequent translations
- زمان گذشته
- پایان یافته
- کنار
- پیش
- قبلی
- پیشین
- با
- سابقه
- ورای
- بیشتر
- پارسال
- فراسوی
- بدست
- فرعی
- اسبق
- بواسطه
- ماورای
- بوسیله
- (در گفتن زمان) بعد از
- (دستور زبان) ماضی
- (سن) بزرگتر از
- (نادر) اسم مفعول فعل : pass
- آنطرف تر
- از نزدیک
- از پهلوی
- بالاتر
- تاریخ گذشته
- در کنار
- سال گذشته
- سپری شده
- فراتر
- مسن تر از
- پس از
- گذشته از
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "past" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "past"
Phrases similar to "past" with translations into Persian
-
زمان گذشته ساده در زبان انگلیسی · ماضی ساده · گذشته ساده
-
(دستور زبان) اسم مفعول (مانند: spoken در he has spoken) · اسم مفعول · صفت مفعولی (مانند: polished در polished silver)
-
گذشته استمراری
-
دیشب
-
نظام نخستنفری
-
(دستور زبان) گذشته ی کامل · ماضی بعید · گذشته ی بعید
-
برات یا چکی که رأس موعد پرداخت نشده باشد، برات یا چک موعد گذشته
-
صفحه ی کاغذ یا مقوا که روی آن چیزی چسبانده اند · کاغذ لی آت · کولاژ
Add example
Add