Translation of "persistency" into Persian
پافشاری, اصرار, سماجت are the top translations of "persistency" into Persian.
persistency
noun
grammar
(uncountable) The state of being persistent [..]
-
پافشاری
nounAmazing that she persisted when she was usually so reticent!
تعجب میکرد که دختری به کمحرفی او چطور آن همه پافشاری میکند.
-
اصرار
nounBut Mitya persisted and sent his name up again.
لیکن دیمیتری اصرار ورزید و بار دیگر تقاضای ملاقات او را کرد.
-
سماجت
Her persistent memory of him increased her rage.
از این که میدید دارد با سماجت او را به یاد میآورد از دست خودش کلافه شده بود.
-
Less frequent translations
- ابرام
- لجبازی
- مداومت
- پشتکار
- استقامت
- سرسختی
- دوام
- ثبات قدم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "persistency" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "persistency" with translations into Persian
-
درجه ثبات
-
با پافشاری · بااصرار · به ابرام · مصرانه
-
تهدیدهای پیشرفته و مستمر
-
(در برابر مشکلات و مصایب) پایدار · (مقاوم در برابر دوا و درمان) دیر پا · (گیاه شناسی -جانور شناسی) همیشگی · استوار · با استقامت · با سماجت · بی وقفه · دارای پشتکار · دیرزدودنی · سر سخت · سرسختانه · سمج · طولانی · ماندگار · مزمن · مصر · مصرانه · مکرر · پافشار · پافشارانه · پایا · پایسته · پایمرد · پر بسامد · پردوام · پی در پی · یکدنده
-
تداوم حافظه
-
تنه مشترک شریانی
-
ساختار دادههای ماندگار
-
پایایی آفتکش
Add example
Add