Translation of "podded" into Persian

دارای زندگی اسوده یا تامین شده, غلاف دار, نیام دار are the top translations of "podded" into Persian.

podded adjective verb grammar

Having pods. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دارای زندگی اسوده یا تامین شده

  • غلاف دار

  • نیام دار

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "podded" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "podded" with translations into Persian

  • ستهها · شفت · میوه · نيامكها · گروه، دسته، گله پستاندارانی چون وال و اسب آبی
  • خرنوب
  • نیام
  • pod
    (باقلا و نخود و غیره را) ازغلاف در آوردن · (برخی مته ها) شیار عمیق · (جانوران) دسته کردن · (موتور هواپیمای جت) نیام موتور · (نخود و لوبیا و غیره) غلاف · (گیاه) غلاف در آوردن · تبدیل به نیامک شدن · دانه کردن · دسته ی کوچک (به ویژه نهنگ یا سیل) · رمه کردن · سبوس · غلاف · نوعی ماهی · نیام · نیامک · نیامک دار شدن · هر گنجانه یا محفظه ی غلاف مانند · پایچه [pode( ]pleopod- هم می نویسند) · پایک · پسوند: پا · پوست · گله کردن · گله ی کوچک
  • پرشدگی بذر
  • صدف تیغی · ốc mã đao · ốc móng tay · ốc ngón tay
  • pod
    (باقلا و نخود و غیره را) ازغلاف در آوردن · (برخی مته ها) شیار عمیق · (جانوران) دسته کردن · (موتور هواپیمای جت) نیام موتور · (نخود و لوبیا و غیره) غلاف · (گیاه) غلاف در آوردن · تبدیل به نیامک شدن · دانه کردن · دسته ی کوچک (به ویژه نهنگ یا سیل) · رمه کردن · سبوس · غلاف · نوعی ماهی · نیام · نیامک · نیامک دار شدن · هر گنجانه یا محفظه ی غلاف مانند · پایچه [pode( ]pleopod- هم می نویسند) · پایک · پسوند: پا · پوست · گله کردن · گله ی کوچک
  • pod
    (باقلا و نخود و غیره را) ازغلاف در آوردن · (برخی مته ها) شیار عمیق · (جانوران) دسته کردن · (موتور هواپیمای جت) نیام موتور · (نخود و لوبیا و غیره) غلاف · (گیاه) غلاف در آوردن · تبدیل به نیامک شدن · دانه کردن · دسته ی کوچک (به ویژه نهنگ یا سیل) · رمه کردن · سبوس · غلاف · نوعی ماهی · نیام · نیامک · نیامک دار شدن · هر گنجانه یا محفظه ی غلاف مانند · پایچه [pode( ]pleopod- هم می نویسند) · پایک · پسوند: پا · پوست · گله کردن · گله ی کوچک
Add

Translations of "podded" into Persian in sentences, translation memory