Translation of "pop" into Persian

پاپ, بابا, پاپا are the top translations of "pop" into Persian.

pop adjective verb noun interjection adverb grammar

(countable, colloquial) A bottle, can, or serving of effervescent or fizzy drink, most frequently nonalcoholic; soda pop. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پاپ

    noun

    pop music

    I felt like a star, like a pop star or a Hollywood star.

    احساس میکردم یک ستاره ام. مثل ستاره ی پاپ یا هالیوود.

  • بابا

    noun

    I can't even look over the balcony at pop's.

    حتي نميتونم از بالکن اتاق بابا اينا پايين رو ببينم.

  • پاپا

    noun

    I don't know what pops thinks, but that's...

    من نمي دونم پاپا چه فکري مي کنه ولي اون...

  • Less frequent translations

    • پدر
    • ترق
    • قطعه
    • رفتن
    • تفنگ
    • تکه
    • نفر
    • بار
    • سودا
    • باباجان
    • بامب
    • جنبیدن
    • عامی
    • عوامانه
    • تپانچه
    • مردمی
    • (با صدای ترق یا تاپ) ترکیدن
    • (به ویژه نقاشی و تندیس گری) به تقلید از هنر رسانه ها و آگهی های بازرگانی : پاپ
    • (به ویژه هفت تیر و تفنگ) تیراندازی
    • (بیس بال - معمولا با: up یا out) توپ هوایی زدن
    • (تند) ضربه زدن
    • (خودمانی - با: for)پرداخت کردن
    • (خودمانی - با:a) دفعه
    • (خودمانی - خطاب به مردان مسن) بابا (pops هم می گویند)
    • (خودمانی - قرص و کپسول و کشمش و غیره) خوردن
    • (ذرت را با صدای ترق تروق) بو دادن 2
    • (صدای شلیک گلوله و غیره) تق
    • (عامیانه)
    • (مخفف : popular)
    • (موسیقی) پاپ
    • (ناگهان و به سرعت) آمدن
    • (پول) دادن 4
    • (چشم) بیرون زدن (از تعجب و غیره)
    • آتش کردن (تپانچه و غیره)
    • بالا انداختن
    • بامبی صدا کردن
    • ترق تروق
    • ترق تروق کردن
    • تیراندازی کردن
    • جوش شیرین
    • حرکت کردن
    • دنگی زدن
    • صدای ترق کردن
    • صدای تیر
    • طقی زدن
    • عوام پسند
    • فرو دادن
    • قرار دادن 0
    • مردم پسند
    • نوشیدنی گاز دار (که هنگام باز کردن بطری صدای پاپ می کند مانند لیموناد و پپسی کولا) (soda pop هم می گویند)
    • هفت تیر
    • ورقلمبیدن 1
    • پاپ کردن
    • کربنات سدیم
    • کشیش ناحیه
    • گوی که با قوس زدن فرود می آید (pop fly هم می گویند) 3
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "pop" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Pop noun grammar

Originally, a social club and debating society at Eton College; now the body of college prefects. [..]

+ Add

"Pop" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Pop in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

POP noun proper Acronym grammar

(weather) probability of precipitation [..]

+ Add

"POP" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for POP in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "pop" with translations into Persian

  • تبلیغات بالاپر
  • ̂lymvnad · جوش شیرین · سودا · لیموناد · نوشابه ی گازدار (مانند کوکا و پپسی) · کربنات سدیم
  • بُهت آور
  • (خودمانی) بابا · ارکستر نیمه کلاسیک · وابسته به دسته ی ارکستر که آهنگ های نیمه کلاسیک می زند · پاپا
  • (ماهیگیری با قلاب) طعمه ای که هنگام حرکت در آب صدا می کند
  • (بیس بال) گوی که به infield افکنده شده است · غیرمنتظره
  • حضور یافتن
  • (امریکا- خودمانی) مواد مخدر تزریق کردن
Add

Translations of "pop" into Persian in sentences, translation memory