Translation of "pot" into Persian

دیگ, گلدان, قدر are the top translations of "pot" into Persian.

pot verb noun grammar

A vessel used for cooking or storing food. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دیگ

    noun

    vessel for cooking or storing food etc.

    The pot calls the kettle black!

    دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه.

  • گلدان

    noun

    I must have two hundred pots here on Friday.

    باید تا روز جمعه دویست گلدان در اینجا حاضر باشد.

  • قدر

    noun
  • Less frequent translations

    • ظرف
    • قوری
    • کوزه
    • کتری
    • پاتیل
    • دیزی
    • POT
    • دیگچه
    • فراوان
    • اندازه
    • توده
    • بستو
    • سبو
    • دسته
    • زیاد
    • دودکش
    • dig
    • کرنگ
    • کماجدان
    • کوهستانی
    • لوید
    • کوهستان
    • سیلاب
    • بنگاه
    • کمد
    • معده
    • کوه
    • فراوانی
    • درجه
    • شرکت
    • (با تفنگ) شکار کردن
    • (بازی ورق) بانک
    • (خودمانی - با: the) مستراح
    • (خودمانی - قمار) همه ی پول شرط بندی شده
    • (خودمانی) ماری جوانا
    • (ظرف گرد به هر اندازه و از فلز یا سفال یاشیشه) دیگ
    • (عامیانه) به دست آوردن
    • (عامیانه)رجوع شود به potshot 3
    • توده کاه
    • تیر اندازی کردن 8
    • در بستو و غیره نگهداری کردن 6
    • در دیگ و غیره پختن 7
    • در دیگ یا گلدان و غیره گذاشتن 5
    • دیگ پر
    • رجوع شود به chamber pot
    • رجوع شود به chimney pot 2
    • رجوع شود به lobster pot 1
    • رجوع شود به potful
    • سیل کلمات
    • شکم گنده
    • شکم گنده (رجوع شود به potbelly) 4
    • ظرف و محتوای آن
    • مبلغ روی میز
    • مشروب (الکلی)
    • پول هنگفت
    • گلدان (flower pot هم می گویند) 0
    • گیر آوردن
    • گیر انداختن 9
    • یک کوزه می (یا مشروب الکلی دیگر)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "pot" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "pot"

Phrases similar to "pot" with translations into Persian

  • (خوراک پزی فرانسوی) گوشت و سبزیجات آب پز شده (که آب آن را جدا سرو می کنند)
  • پاتیل های پیه گدازی کشتی صید وال
  • پوسانهای گلدانی · کمپوستهای گلدانکاری · کمپوستهای گلدانی
  • (انگلیس - خوراک پزی) آبگوشت سیب زمینی
  • سیم ظرف شویی
  • لخته گوشت (معمولا گوشت گاو) که اول کمی سرخ می کنند و سپس در کمی آب می پزند
  • کشت گلدانی
  • بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
Add

Translations of "pot" into Persian in sentences, translation memory