Translation of "praising" into Persian

مدح is the translation of "praising" into Persian.

praising noun adjective verb grammar

Present participle of praise. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مدح

    noun

    Those praises and compliments belong to you more justly than to me, gossip

    رفیق، بیتعارف و مداهنه، این مدح و تمجید بیش از من برازنده شخص شماست.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "praising" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "praising" with translations into Persian

  • (خدا را) نیایش کردن (به ویژه با سرود) · (در اصل) ارزیابی کردن · آفرین · آفرین گفتن · احسنت گفتن · تجلیل · تحسين · تحسین · تحسین کردن · تعریف کردن · تمجید · تمجید کردن · تمجیدکردن · ثنا · جلال · حمد · حمد کردن · درود · ستایش · ستایش کردن · ستاییدن · ستودن · سون · شکر · شکرگزاری کرن · قیمت گذاری کردن · مدح · مدیحه · مرحبا گفتن · نیایش · نیایش کردن
  • ستایش امیز
  • در ستایش دیوانگی
  • (خدا را) نیایش کردن (به ویژه با سرود) · (در اصل) ارزیابی کردن · آفرین · آفرین گفتن · احسنت گفتن · تجلیل · تحسين · تحسین · تحسین کردن · تعریف کردن · تمجید · تمجید کردن · تمجیدکردن · ثنا · جلال · حمد · حمد کردن · درود · ستایش · ستایش کردن · ستاییدن · ستودن · سون · شکر · شکرگزاری کرن · قیمت گذاری کردن · مدح · مدیحه · مرحبا گفتن · نیایش · نیایش کردن
  • (خدا را) نیایش کردن (به ویژه با سرود) · (در اصل) ارزیابی کردن · آفرین · آفرین گفتن · احسنت گفتن · تجلیل · تحسين · تحسین · تحسین کردن · تعریف کردن · تمجید · تمجید کردن · تمجیدکردن · ثنا · جلال · حمد · حمد کردن · درود · ستایش · ستایش کردن · ستاییدن · ستودن · سون · شکر · شکرگزاری کرن · قیمت گذاری کردن · مدح · مدیحه · مرحبا گفتن · نیایش · نیایش کردن
  • (خدا را) نیایش کردن (به ویژه با سرود) · (در اصل) ارزیابی کردن · آفرین · آفرین گفتن · احسنت گفتن · تجلیل · تحسين · تحسین · تحسین کردن · تعریف کردن · تمجید · تمجید کردن · تمجیدکردن · ثنا · جلال · حمد · حمد کردن · درود · ستایش · ستایش کردن · ستاییدن · ستودن · سون · شکر · شکرگزاری کرن · قیمت گذاری کردن · مدح · مدیحه · مرحبا گفتن · نیایش · نیایش کردن
  • (خدا را) نیایش کردن (به ویژه با سرود) · (در اصل) ارزیابی کردن · آفرین · آفرین گفتن · احسنت گفتن · تجلیل · تحسين · تحسین · تحسین کردن · تعریف کردن · تمجید · تمجید کردن · تمجیدکردن · ثنا · جلال · حمد · حمد کردن · درود · ستایش · ستایش کردن · ستاییدن · ستودن · سون · شکر · شکرگزاری کرن · قیمت گذاری کردن · مدح · مدیحه · مرحبا گفتن · نیایش · نیایش کردن
Add

Translations of "praising" into Persian in sentences, translation memory