Translation of "preserver" into Persian

محافظ, حافظ, نگهدارنده are the top translations of "preserver" into Persian.

preserver noun grammar

One who preserves. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • محافظ

    noun

    It is an act that preserves or promotes life.

    این واژه به معنای عملی است که محافظ یا بوجودآورندهٔ حیات میباشد.

  • حافظ

    noun

    Can it be that in some spiritual sense the coffin is, after all, but an immortality preserver!

    آیا ممکن است به یک مفهوم روحانی تابوت دست آخر حافظ نامیرایی باشد.

  • نگهدارنده

    We found traces of BHT, which is a color preservative.

    پیدا کردیم BHT نشونه هایی از که یه نوع نگهدارنده ی رنگه

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "preserver" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "preserver" with translations into Persian

  • مواد نگهدارنده
  • نگهداری الوار · نگهداری چوب
  • حفاظت منی · رقيقکنندههاي مني
  • پارک و منطقه حفاظت شده ملی دریاچه کلارک
  • ترشی گذاشته · محافظت شد · نگه داشته شد
  • کنسرو
  • نگهداری الوار · نگهداری چوب
  • (از خطر یا صدمه یا آلودگی و غیره) حفظ کردن · (خوراک و غیره را) از فاسد شدن حفظ کردن · (ماهی و شکار و غیره) منطقه ی حفاظت شده · (مجازی) تیول · ادامه دادن · ایمن داشت کردن · جا یا کار یا وظیفه ی انحصاری · حراست کردن · حفاظت کردن · حفظ کردن · خوشاب · خوشاب کردن · داشتگاه · محافظت کردن · مربا · مربا کردن · نگهداری کردن · نیکداری کردن · نیکداشت کردن · پاسار کردن · پاساره · پاسارگاه · پاسداری کردن · کمپوت · کمپوت کردن · کنسرو · کنسرو کردن
Add

Translations of "preserver" into Persian in sentences, translation memory