Translation of "prideful" into Persian

مغرور, پرمباهات, برتن are the top translations of "prideful" into Persian.

prideful adjective grammar

Full of pride. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مغرور

    adjective

    First, she would be prideful, as Gerald had commanded.

    همان طور که جرالد دستور داده بود اول باید مغرور باشد.

  • پرمباهات

  • برتن

  • Less frequent translations

    • فاتحانه
    • منصور
    • قاطع
    • شاد
    • حاکی از پیروزی
    • فریاد پیروزی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "prideful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "prideful" with translations into Persian

  • رجوع شود به chinaberry
  • غرور و تعصب
  • اولین مقام · مقام شامخ · موقعیت ممتاز · نخبه ترین
  • رژه دگرباشان جنسی
  • پراید
  • (اسب) طاقت · (شیر)گله · (عامیانه) هر گروه برجسته یا مشهور 0 · (قدیمی) آذین · (قدیمی) شوکت · (مهجور)میل جنسی 3 · (نادر)مغرور کردن · افتخار · اوج · باد سری · باد و فیس · تاماس پراید (افسر انگلیسی) · تزیین 2 · توان · تکبر · جلال 1 · دسته · سرآمد · سربلند کردن · سربلندی · سرفرازی · شور · عزت نفس · عظمت · عنفوان · غرور · فخر · فیس · مایه ی افتخار · مایه ی سربلندی · مباهات · مفتخر کردن · نخبه · نخوت · گران سری · گردن فرازی · گل سرسبد · گنده دماغ
  • (اسب) طاقت · (شیر)گله · (عامیانه) هر گروه برجسته یا مشهور 0 · (قدیمی) آذین · (قدیمی) شوکت · (مهجور)میل جنسی 3 · (نادر)مغرور کردن · افتخار · اوج · باد سری · باد و فیس · تاماس پراید (افسر انگلیسی) · تزیین 2 · توان · تکبر · جلال 1 · دسته · سرآمد · سربلند کردن · سربلندی · سرفرازی · شور · عزت نفس · عظمت · عنفوان · غرور · فخر · فیس · مایه ی افتخار · مایه ی سربلندی · مباهات · مفتخر کردن · نخبه · نخوت · گران سری · گردن فرازی · گل سرسبد · گنده دماغ
  • (اسب) طاقت · (شیر)گله · (عامیانه) هر گروه برجسته یا مشهور 0 · (قدیمی) آذین · (قدیمی) شوکت · (مهجور)میل جنسی 3 · (نادر)مغرور کردن · افتخار · اوج · باد سری · باد و فیس · تاماس پراید (افسر انگلیسی) · تزیین 2 · توان · تکبر · جلال 1 · دسته · سرآمد · سربلند کردن · سربلندی · سرفرازی · شور · عزت نفس · عظمت · عنفوان · غرور · فخر · فیس · مایه ی افتخار · مایه ی سربلندی · مباهات · مفتخر کردن · نخبه · نخوت · گران سری · گردن فرازی · گل سرسبد · گنده دماغ
Add

Translations of "prideful" into Persian in sentences, translation memory