Translation of "probing" into Persian

تفحص, کاوش are the top translations of "probing" into Persian.

probing adjective noun verb grammar

Of something that investigates or explores deeply. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تفحص

    I'm always happy for you to... probe the higher shelves for those'cherishable details'.

    من هميشه خوشحالم ميشم که... که براي اين جزئيات تسلي بخش در قفسه بالا هم تفحص کنيد.

  • کاوش

    Once more he looked to the Volturi witnesses, his eyes probing each face.

    او یک بار دیگر به شاهدان ولتوری نگاه کرد. چشمهایش صورتهای همه را کاوش کرد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "probing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "probing" with translations into Persian

  • تحقیق · کندو کاو، جستجو
  • بررسی علایق
  • پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
  • کاوشگر فضایی
  • (اکتشاف جغرافیایی یا فضایی و غیره) فرا پژوهی · (با دقت زیاد) بررسی کردن · (با میله) معاینه · (برای معاینه ی زخم و غیره) میله · (زخم وحفره و غیره را با میله و غیره) کاوش کردن · (هر چیزی که برای سنجش در چیز دیگر فرو می کنند مانند الکترود یا لوله ی پیتوت) ردیاب · بررسی · تحقیق · ته و توی چیزی را در آوردن · جستجو · درون سنج · سفینه ی یابشگر · سوند · سیخ · فراجویی · فروپژوهی · فروپژوهی کردن · فضانا و پژوهشی · قاشقک · مته زنی · معاینه کردن · میل · میله زنی · نمونه بردار · نیشتر · وارسی · وارسی کردن · پروب · کاوش · کند و کاو · کند و کاو کردن · گمانه زنی · یاب جویی · یاب جویی کردن · یابشگری کردن
  • پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
  • پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
  • پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
Add

Translations of "probing" into Persian in sentences, translation memory