Translation of "protractive" into Persian
اطاله دار, جلو امده, دراز کننده یاشونده are the top translations of "protractive" into Persian.
protractive
adjective
grammar
Drawing out or lengthening in time; prolonging; continuing; delaying.
-
اطاله دار
-
جلو امده
-
دراز کننده یاشونده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "protractive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "protractive" with translations into Persian
-
دنباله دار · طول داده · طولانی · متمادی · ممتد · کشیده
-
امتداد · تطویل · تمدید · نقشه کشی مطابق مقیاس معین
-
(جانور شناسی) بیرون دادن · (زمان) طولانی کردن · امتداد دادن · برون کشاندن (در برابر: تو دادن یا تو کشاندن retract) · به درازا کشاندن · به طول انجامیدن · رسم و مدرج کردن · سنجه ای کردن · طفره رفتن · طول دادن · طولانی کردن · گوشه سنج (یا نقاله یا زاویه یاب) به کار بردن
Add example
Add