Translation of "providently" into Persian

احتیاطکارانه, ازروی مال اندیشی are the top translations of "providently" into Persian.

providently adverb grammar

In a provident manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • احتیاطکارانه

  • ازروی مال اندیشی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "providently" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "providently" with translations into Persian

  • ارائه دهنده بازی
  • وجوه احتیاطی موارد خاص – وجوه احتیاطی خارج از شمول
  • آینده نگر · در فکر آتیه · دور اندیش · صرفه جو · مآل اندیش · محتاط · پیرانگر
  • (معمولا با: that) به شرط آنکه · مشروط بر اینکه · مگر
  • صندوق تامین آتیه
  • وجوه حاصل از عملیات
  • (با: for یا against) تدارک دیدن · (با: with) در اختیار گذاشتن · (روزی) رساندن · (قانون و غیره) تصریح کردن · آمادن · آماده کردن · تامين كردن · تامین کردن · تهيه ديدن · تهیه کردن · در دسترس گذاشتن · فراهم کردن · فرنمود کردن · قید کردن · پیش آماد کردن · پیش بینی کردن
  • نقطه تماس بینالمللی
Add

Translations of "providently" into Persian in sentences, translation memory