Translation of "purse" into Persian
کیف پول, کیف, کیسه are the top translations of "purse" into Persian.
purse
verb
noun
grammar
A small bag for carrying money. [..]
-
کیف پول
small bag for carrying money
They're in! All out of sight, and the purse too!
همه چیز از نظر پنهان شد، حتی کیف پول!
-
کیف
nounI seem to have lost my purse.
به نظر می رسد که کیف پولم را گم کردم.
-
کیسه
nounHe had nothing on his person except a leather purse containing six francs, and his handkerchief.
هیچ نداشت جز یک کیسه چرمی که حاوی شش فرانک بود، و یک دستمال.
-
Less frequent translations
- پول
- انبان
- وسع
- استطاعت
- (به ویژه لب ها را) جمع کردن (مانند در کیسه)
- (در اصل) همیان
- (زنانه) کیف دستی
- (قدیمی) در کیسه گذاشتن
- جمع کردن
- در کیف قرار دادن
- رجوع شود به scrotum
- غنچه کردن
- مبلغ جایزه
- مبلغ گرداوری شده
- منابع مالی
- هر چیز کیف مانند
- چروک انداختن
- کیسه ی پول
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "purse" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "purse"
Phrases similar to "purse" with translations into Persian
-
(برخی کوسه ماهی ها و ستاره ماهی ها) تخمدان · کیسه ی تخم
-
کیسه · کیف
-
(انگلیس) اعتبار ویژه برای هزینه های شخصی شاه یا ملکه
-
بند همیان · ریسمان سر کیسه · نیفه ی انبان
-
(ماهیگیری) تور کیسه مانند · کیسه تور
-
(گیاه شناسی) چنته ی چوپان (Capsella bursa-pastoris)
-
تازه به دوران رسیده · مغرور به پول خود · نوکیسه
-
رجوع شود به palm crab
Add example
Add