Translation of "q" into Persian

کیو, (در فهرست هاوترتیب بندی ها) هفدهم, \u0088\u00d9\u0084\u00d8\u00af\u00d8\u00b4\u00d9\u0088\u00d9\u0086 \u00d9\u0085\u00d8\u00a8\u00d8 are the top translations of "q" into Persian.

q Letter noun grammar

The seventeenth letter of the English alphabet, called cue and written in the Latin script. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کیو

    What happened to David Q.?

    . برای دیوید کیو ، چه اتفاقی افتاد ؟

  • (در فهرست هاوترتیب بندی ها) هفدهم

  • \u0088\u00d9\u0084\u00d8\u00af\u00d8\u00b4\u00d9\u0088\u00d9\u0086 \u00d9\u0085\u00d8\u00a8\u00d8

  • Less frequent translations

    • هر چیز به شکل : Q یا q
    • هر یک از صداهایی که توسط این وات نشان داده می شود
    • هفدهمین حرف الفبای انگلیسی
    • وابسته به Q
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "q" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Q Letter proper noun abbreviation grammar

The seventeenth letter of the English alphabet, called cue and written in the Latin script. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • Q

    After Q there are a number of letters the last of which is scarcely visible to mortal eyes

    پس از Q چند حرف وجود دارد که آخرین آنها برای چشمان میرا به زحمت رؤیت پذیر است.

Phrases similar to "q" with translations into Persian

  • سوال و جواب · سین جیم · مخفف : پرسش و پاسخ
  • (نام بازرگانی گندله ی کوچکی از پنبه که بر سر چوب کبریت یا میلچه ی پلاستیکی نصب شده و برای پاک کردن گوش و غیره به کارمی رود) کیوتیپ · گوش پاک کن
  • عبدالقدیر خان
  • تب کیو
  • q.
    (واحد انرژی حرارتی برابر با Btu 01 به توان 81) واحد کیو (Q unit هم می گویند) · ربع · سازه ی چونی · سازه ی کیو (Q factor هم می گویند) · سه ماهه - (مخفف : quality factor - الکترونیک) · عامل کیفیت · هر سه ماه یک بار · کوارت · یک چهارم
  • آب مقطر دو بار تقطير
  • q (
    (واحد انرژی حرارتی برابر با Btu 01 به توان 81) واحد کیو (Q unit هم می گویند) · ربع · سازه ی چونی · سازه ی کیو (Q factor هم می گویند) · سه ماهه - (مخفف : quality factor - الکترونیک) · عامل کیفیت · هر سه ماه یک بار · کوارت · یک چهارم
  • (پزشکی) تب کیو (که توسط کنه ای به نام Coxiella burnetii به انسان سرایت می کند) · تب کیو
Add

Translations of "q" into Persian in sentences, translation memory