Translation of "qualifier" into Persian
سزنده, شایسته, (دستور زبان) چونی نما are the top translations of "qualifier" into Persian.
qualifier
noun
grammar
A contestant who qualifies for a stage in a competition. [..]
-
سزنده
-
شایسته
that had qualified him to apply for the post of Imperial Entomologist.
که او را شایسته تقاضای شغل حشره شناس سلطنتی کرده بود.
-
(دستور زبان) چونی نما
-
Less frequent translations
- (شخص یا چیز) واجد شرایط
- (مسابقه) برگزیده برای دور بعد
- به درد بخور
- راه یافته به دوره ی بعد
- زاب واژه
- وابسته ی وصفی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "qualifier" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "qualifier" with translations into Persian
-
طیارش لباق صخش
-
واجد شرایط
-
)یب ما ویک( رکیدم مز ال طيارش یاراد )صخش( عفنيذ
-
واجد شرایط
-
محدود
-
دارای قید و شرط · در مضیقه · سزنده · شایسته · صلاحیت دار · مشروط · واجد شرایط
-
)رکیدم مز ال طيارش یاراد )صخش( عفنيذ( یب ما ویک
-
بی صلاحیت، فاقد صلاحیت، غیر موهل، ناشایسته
Add example
Add