Translation of "ready" into Persian
آماده, رو به راه, حاضر are the top translations of "ready" into Persian.
ready
adjective
verb
noun
grammar
Liable at any moment. [..]
-
آماده
adjectiveprepared for immediate action or use
We are not ready to order yet.
برای سفارش دادن هنوز آماده نیستیم.
-
رو به راه
prepared for immediate action or use
I'll call you when the material is ready.
به محض اينکه کارها رو به راه شد بهت زنگ ميزنند
-
حاضر
adjectiveThe gown is ready, and the ball is to morrow night!
مجلس بال فردا شب است و لباس حاضر است.
-
Less frequent translations
- موجود
- مهیا کردن
- منتظر
- مهیا
- مستعد
- آمادن
- مشتاق
- فوری
- تمام
- تیار
- روبراه
- مایل
- نقد
- چابک
- کمربسته
- پختن
- فرز
- متمایل
- (به ویژه خود را) آماده کردن
- (جسمی و فکری) سریع
- آماده 0
- بی تاخیر
- تیار کردن
- تیز -
- حاضر - 5 - بی درنگ
- حاضر کردن
- در دسترس
- در شرف
- در پی بهانه
- علاقه مند
- فراهم 7 - (مهجور- هنگام حاضر غایب کردن) حاضر! 8 - (در ترکیب با اسم مفعول) قبلا
- میان بسته
- پیش 9 - (با هایفن و اسم) - آماد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ready" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Ready
+
Add translation
Add
"Ready" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Ready in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "ready" with translations into Persian
-
غذاهاي آماده · غذاهاي آماده پخت · غذاهای آماده · غذاهای از پیش آماده
-
غذاهاي آماده · غذاهاي آماده پخت · غذاهای آماده · غذاهای از پیش آماده
-
آمادگی شغلی؛ آمادگی کاری
-
(آدم) زمخت · آزمایشی · برای استفاده ی موقت · زبر و زرنگ · سردستی · مقدماتی · کم سنجیده
-
(نیروی هوایی) اتاق فرمان
-
مبلمان قابل مونتاژ
-
(جامه) بخر و بپوش · دوخته آماده · وابسته به جامه های پیش دوخته · پوشاک آماده · پیش دوخته
-
حاضر آماده حرکت
Add example
Add