Translation of "reflexible" into Persian
انعکاس پذیر, باز گرد, قابل انعکاس are the top translations of "reflexible" into Persian.
reflexible
adjective
grammar
Capable of being reflected, or thrown back.
-
انعکاس پذیر
-
باز گرد
-
قابل انعکاس
-
منعکس شونده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "reflexible" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "reflexible" with translations into Persian
-
بازتاب · واکنش
-
(به ویژه نور) بازتاب · (جمع) فرزی · (رادیو) دوکاره 0 · (زاویه ی بیش از 081 درجه) گوشه ی باز (رجوع شود به تصویر : angle) · (زیست شناسی) پس کنش · (هندسه) زاویه ی مقعر · انعکاس · انعکاسی · باز رخشش · بازتاب · بازتاب کنش (مثل عطسه) · بازتابشی · بازتابه · بازتابی · برگشته · حرکت غیر ارادی · خماندن · خمیده به عقب · رفلکس · رنگ بازتابشی · سرعت عمل · عکس العمل · عکس بازتابشی · فرتور باز تاب شده · معکوس · نوربازتابیده · وارون · وارون کردن · واکنش · واکنشی · پس تافتی · پس خمیده · کج کردن
-
رفلکسهای نوزادی
-
بازتاب · واکنش
-
بازتاب · واکنش
-
رابطه بازتابی
-
واکنش شیرجه پستانداران
-
دوربین دولنزی بازتابی
Add example
Add