Translation of "restorative" into Persian
احیاگر, بازآور, (سلامتی یا نیرو و غیره) نیرو بخش are the top translations of "restorative" into Persian.
restorative
noun
adjective
grammar
Something believed to have restoring properties. [..]
-
احیاگر
-
بازآور
-
(سلامتی یا نیرو و غیره) نیرو بخش
-
Less frequent translations
- به هوش آور
- داروی به هوش آور
- سلامتی آور
- وابسته به بازگردانی یا اعاده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "restorative" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "restorative" with translations into Persian
-
اصلاحات میجی
-
(به تندرستی) برگرداندن · (به وضع اولیه ی خود) بازگرداندن · (فیزیک - جسم ارتجاعی) به شکل اولیه ی خود برگشتن · (چیز گرفته شده را) باز گرداندن · از نو باب کردن · اعاده کردن · بازیابی · برگرداندن · ترمیم کردن · تعمیر کردن · در جای خود قرار دادن · در محل اولیه ی خود گذاشتن · درمان کردن · دوباره رواج دادن · دوباره سالم کردن · دوباره گذاشتن · رفو کردن · مرمت کردن · مسترد کردن · پس جهش کردن · پس دادن · پسداد کردن
-
جنبش اصلاح طلبانه ی می جی در ژاپن (پس از جلوس امپراطور موتسوهیتو در سال 7681)
-
اصلاح پذیر · برگرداندنی · تجدید کردنی · قابل استرداد
-
اعاده دهنده
-
اعاده شد · بازگشت زد
-
ارتجاع · استرداد · اصلاح · اعاده · بازداد · بازدهی · بازساخته · بازسازی · بازگردانی · بازگشت · تر و تازگی · ترمیم · تعمیر · جبران · رجوع شود به restitution · مرمت · نوسازی · پس دادن · پسداد
-
بازگشت بوربونها به سلطنت فرانسه
Add example
Add