Translation of "ropes" into Persian
طناب, ریسمانها, ريسمانهاي سيمي are the top translations of "ropes" into Persian.
ropes
verb
noun
Plural form of rope. [..]
-
طناب
nounI told her not to let the rope go, but that's what she did.
من به او گفتم آن طناب را ول نکند، ولی او این کار را کرد.
-
ریسمانها
I was at the pains of making ropes and cables.
برای ساختن ریسمانها و رسنها رنج فراوان بردم.
-
ريسمانهاي سيمي
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ropes" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "ropes" with translations into Persian
-
فوت و فن کار را یاد گرفتن
-
طناب پایین کشیده (از قرقره/پولی) (در کشتی یا بالابر
-
(با: the) اعدام از طریق حلق آویزی · (به ویژه در شراب و سرکه) درد طناب مانند و شناور · (به ویژه کوهنوردان را) با طناب به هم وصل کردن · (جمع) نرده ی رینگ مشت بازی · (معمولا با: off یا in یا out - با طناب یا نرده ی طنابی) جداکردن · ارغمچین · افسار · با طناب بستن · با کمند گرفتن · بند · به دار زنی · به نخ کشیده · به هم بستن 0 · دوال · رسن · رشته · رشته رشته و چسبناک شدن 2 · ريسمان · ریسمان · طناب · طناب (ساختمان داده) · طناب دار · طناب پیچ کردن · لافند · محصور کردن · مرزنمایی کردن 1 · نرده ی طنابی · پالهنگ · کمند · کمند انداختن · گره طناب دار
-
نشان دادن طناب به کسی
-
طناب پایین کشیده (از قرقره/پولی) (در کشتی یا بالابر
-
طناب بازی · طناب کوتاه (که کودکان با آن طناب بازی می کنند) · پرش یا لی لی از روی طناب چرخان (jump-rope هم می نویسند)
-
طناب ایستا
-
طناب ساخته شده از سیم های به هم تابیده · طناب سیمی · طناب فولادی
Add example
Add