Translation of "runner" into Persian

قاچاقچی, دونده, دررفتگی are the top translations of "runner" into Persian.

runner noun grammar

Agent noun of run; somebody who runs. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قاچاقچی

    noun

    Someone who imports or exports without paying the lawful customs charges or duties.

    Of course it's the drug runners you really have to worry about.

    البته ، باید هم نگران اون قاچاقچی های مواد مخدر باشید

  • دونده

    Miss Kanda is a very fast runner.

    خانک کاندا یک دونده بسیار سریع است.

  • دررفتگی

  • Less frequent translations

    • رایل
    • ناودانه
    • پایراهه
    • کفشک
    • قاصد
    • پیک
    • (به ویژه برای بانک یا آژانس فروش سهام) پادو
    • (توربین آبی) گردانه
    • (حلقه ای که دورمیله یا چوب قرار دارد و در امتداد آن حرکت می کند ومی توان چیزهایی را به آن وصل کرد مثل حلقه های چوب پرده) حلقه
    • (در جوراب زنانه) نخ کش
    • (سورتمه و غیره) تیغه (به شکل دو اسکی که به جای چرخ به کار می رود)
    • (فرش) کناره
    • (مکانیک - نجاری و غیره) پایراهگاه
    • (ناودانی که با آن فلز مذاب را به قالب می ریزند) لاوک
    • (کفش اسکی روی یخ) تیغه 0
    • (گیاه شناسی) ساقه ی رونده
    • به کار اندازنده ی ماشین
    • تغار 4
    • راهگاه 2
    • روتاه 3
    • سنگ رویی آسیا
    • طوق 1
    • قرقره ی جنبا
    • ماسوره ی متحرک 5
    • ماشین چی
    • متصدی موتور
    • پیام رسان
    • گدازه راه
    • گیاه پیچنده (planttwining هم می گویند)
    • گیاه گسترنده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "runner" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Runner
+ Add

"Runner" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Runner in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "runner"

Phrases similar to "runner" with translations into Persian

  • فازئولوس مولتيفلوروس · فازئولوس کوکسینئوس · لوبیای زینتی · لوبیای قرمز · لوبیای گل
  • (گیاه شناسی) لوبیای بالارو (Phaseolus coccineus - بومی نواحی استوایی آمریکا که گل های قرمز می دهد و دانه ی آن خوراکی است) · لوبیای اسپانیولی
  • ساقههای خزنده · ساقههای رونده
  • (امریکا - بیس بال) هر یک از بازیکنان روی پایگاه یا کوشا برای رسیدن به پایگاه
  • لوبياهاي بوتهاي · لوبياهاي خوراكي · لوبياهاي رونده · لوبياهاي سبز · لوبياهاي سفيد · لوبياهاي سفيد و كوچك · لوبياهاي معمولي · لوبياهاي نخدار · لوبياهاي پايهبلند · لوبياهاي چيتي · لوبياهاي چيني · لوبیاها
  • بلید رانر
  • لوبياهاي رونده (فازئوس ولگاريس)
  • دونده ماراتن
Add

Translations of "runner" into Persian in sentences, translation memory