Translation of "sensitive" into Persian
حساس, زودرنج, ظریف are the top translations of "sensitive" into Persian.
sensitive
adjective
noun
grammar
Responsive to stimuli. [..]
-
حساس
adjectiveIt's kind of hard for me to imagine Reaper as sensitive.
براي من خيلي سخته که ريپر رو حساس تصور کنم.
-
زودرنج
-
ظریف
adjective propera delicately carved nose with sensitive nostrils;
بینی ظریف با پرههای لرزان،
-
Less frequent translations
- انگیزپذیر
- بینشگر
- زودآسیب
- زودانگیز
- زوددرد
- زیباشناس
- سوهشمند
- سوهشی
- ناثابت
- حسی
- (ابزار) دقیق
- (از نظر هوش یا برداشت هنری و غیره) پر بینش
- (بازار) پرنوسان
- (رادیو) قوی 1
- (فیلم) حساس در برابر نور 0
- (لامپ دوربین فیلمبرداری تلویزیون) کارکن در نور کم 2
- آغال پذیر
- احساس انگیز
- تحریک پذیر
- خوش طبع
- دارای حساسیت (نسبت به چیزی) (معمولا با: to)
- دارای طبع لطیف
- رجوع شود به sensory
- ریزه کار
- سوهش انگیز
- وابسته به حس
- پر احساس (sensuous هم می گویند)
- پر واکنش
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sensitive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "sensitive" with translations into Persian
-
آسیبپذیری به گرما · تحمل گرما · حساسيت گرمایی · مقاومت به گرما · پايداری گرما
-
تحلیل حساسیت
-
ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
-
حساسیت و ویژگی
-
گرامر حساس به متن
-
احساس ودرک · حساسیت
-
حساس به مفهوم
-
آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا · پرحساسيتي غذايي
Add example
Add