Translation of "slipping" into Persian
لیز is the translation of "slipping" into Persian.
slipping
noun
adjective
verb
grammar
Present participle of slip . [..]
-
لیز
He slipped an inch and clawed for purchase with his hands.
یک اینچ به پائین لیز خو رد وبرای گرفتن سنگی به زمین چنگ زد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "slipping" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "slipping" with translations into Persian
-
(روان شناسی) لغزش فرویدی · لغزش روان نما
-
(از بند و غیره) رها شدن · (از یاد) رفتن یا بردن 4 · (استخوان و غیره) در رفتن · (به آسانی) حرکت کردن · (به سرعت) گذشتن · (جامه را به آسانی) در آوردن · (زمین شناسی) زمین لغزش · (زمین یا صخره) جابجا شده 2 · (زنانه) زیرپوش بلند · (سفالگری) گل شل · (سلامتی جسمی و روانی) بدتر شدن · (سگ) افسار سگک دار 2 · (غش و خواب و غیره) فرورفتن · (فرصت و غیره) از دست دادن · (فلز کاری) بلور شکنی · (لیز خوردن و) افتادن · (مکانیک) بکسواد · (نادر) زیر سبیلی رد کردن · (هواپیمایی) رجوع شود به sideslip 2 · (پارچه) نواره · (کشاورزی) قلمه · (کشتی را) از لنگر آزاد کردن 9 · (کمی) نزول کردن · (یواشکی) حرکت کردن · (یواشکی) گذاشتن · آبراه لنگرگاه 1 · اشتباه · اشتباه کردن · اشکوخیدن · انحراف 8 · باریکه · بازماندگی · برگ · برگه · بچه انداختن · بکسواد کردن 0 · تختگاه کشتی سازی 0 · تراندن · تصادف · تکه ی کاغذ · جابجا شدن 8 · جابجایی · جوان باریک اندام · جیم شدن · حادثه 9 · خاک لغزش · داخل کردن · داخل یا خارج شدن · در آمدن 6 · در رفتن · دوغاب · رجوع شود به half slip 4 · رجوع شود به petticoat 5 · روبالشتی 6 · روکش متکا · زیر پیراهنی 3 · زیرپوش رکابی · سر خوری · سراندن · سریدن · سهو کردن · سهی قد · سپری شدن · شخشیدن · فلنگ را بستن · قلمه بریدن (از درخت) · لبه ی اسکله · لخشاندن 3 · لخشش 7 · لغزش بلور · لغزیدن (و افتادن) · لیز خوردن · لیز خوری · لیزاندن · مرتکب لغزش شدن · ندیده گرفتن 5 · نوار · نوباوه · نیمکت باریک · نیمکت کلیسا · ورمالیدن · پایین رفتن · پس رفتن 0 · کساد شدن 1 · گل آبکی
-
لغزش زبان
-
فیش بستانکاری
-
برگه ی فروش · رسید فروش · قبض خرید
Add example
Add