Translation of "slope" into Persian

شیب, دامنه, سرازیری are the top translations of "slope" into Persian.

slope adjective verb noun adverb grammar

An area of ground that tends evenly upward or downward. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • شیب

    noun

    شیب

    To follow to the slope is to arrive at the river.

    شیب را دنبال کردن بم نزله رفتن سوی رودخانه است.

  • دامنه

    noun

    He probably lives on the ski slopes, Dana thought.'

    دنا اندیشید حتما در دامنه کوهستانها ان جا که گردشگران اسکی میکنند زندگی میکند.

  • سرازیری

    When it is the heart which is slipping, one does not halt on the downward slope.

    هنگامی که نوبت لغزش به دل میرسد آدمی روی سرازیری نمیایستد.

  • Less frequent translations

    • سربالایی
    • فراز
    • نشیب
    • تنده
    • سالک
    • ورمالیدن
    • کجی
    • متحرک
    • تمایل
    • (با: off یا away - عامیانه) جیم شدن
    • (ریاضی) ضریب زاویه
    • (قدیمی - شاعرانه) شیب دار
    • با طمانینه گام برداشتن
    • سرازیر (یا سربالا) بودن
    • سلانه سلانه رفتن
    • سینه کش
    • شیب دار کردن
    • شیب داشتن
    • شیب گوشه
    • ضریب زاویه ای
    • فراز ونشیب دار کردن
    • فلنگ را بستن
    • میل (رجوع شود به slant)
    • پر فراز و نشیب
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "slope" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "slope"

Phrases similar to "slope" with translations into Persian

  • آبشار یخزده
  • اریب · مورب
  • اریب · سرازیر · سراشیب · مایل · مورب
  • انحطاط · زوال
  • زمین شیبدار
  • اریب · سرازیر · سراشیب · مایل · مورب
  • اریب · سرازیر · سراشیب · مایل · مورب
  • اریب · سرازیر · سراشیب · مایل · مورب
Add

Translations of "slope" into Persian in sentences, translation memory