Translation of "smack" into Persian
طعم, سیلی, زدن are the top translations of "smack" into Persian.
smack
verb
noun
adverb
grammar
A distinct flavour. [..]
-
طعم
nounThe Hank Somerville Music Hour, sponsored by Snack-o-Ham, the snacking'ham that smacks of goodness.
اسپانسر این برنامه شرکت فراورد های گوشتی ِ ـه Snack O Ham گوشتهای ران با طعم عالی ، من هَنک سامرویلم
-
سیلی
nounAmmu took her out of the room and smacked her.
آ مو راحل را از اتاق بیرون برد و سیلی زد.
-
زدن
verbYou don't have to think about nothing but smacking that ball.
تو لازم نیست به چیزی فکر کنی جز ضربه زدن به توپ
-
Less frequent translations
- ضربت
- کتک
- مزه
- مچ
- اثر
- تودهنی
- ماچ
- رنگ
- مهم
- درست
- دقیقا
- بو
- توگوشی
- درکونی
- ماچیدن
- هرت
- جرعه
- بلم
- یکسر
- رغبت
- (از روی اشتیاق و غیره لب ها را به هم فشردن و سپس با صدا از هم جدا کردن) مچ کردن
- (با کف دست یا چیز مسطح) ضربه
- (خودمانی) هروئین
- (شپلق) زدن
- (مشروب یا خوراک) مقدار کم
- بوس و کنار
- بوسه چسباندن
- بوسه ی صدا دار
- حاکی از چیزی بودن
- رایحه تند
- رنگ و بوی چیزی را داشتن
- زورق ماهیگیری
- سیلی زدن
- شرق صدا کردن
- شپلق صدا کردن
- طعم چیزی را داشتن
- قایق بادبانی کوچک
- لب مزه
- ماچ صدا دار کردن
- مزه تند
- مزه داشتن
- ملچ ملوچ
- ملچ ملوچ کردن
- چک زدن
- کتک زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "smack" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "smack"
Add example
Add