Translation of "strain" into Persian

تقلا, نژاد, کرنش are the top translations of "strain" into Persian.

strain verb noun grammar

(obsolete) Treasure. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تقلا

    noun

    But poor Queequeg, I suppose, straining and gasping there with that great iron hook poor Queequeg

    اما گمان دارم که کویکوئگ بدبخت که با آن قلاب آهنین بزرگ تقلا میکرد

  • نژاد

    Suffix noun

    That proves that it isn't a resistant strain.

    که ثابت ميكنه اين يه نژاد مقاوم نيست.

  • کرنش

    physical property of lengthening and shortening

    start straining to see themselves.

    شروع به کرنش برای دیدن خودشون میکنن

  • Less frequent translations

    • تنجیدن
    • نوع
    • سویه
    • پالودن
    • اعقاب
    • فشار
    • تنش
    • کوشش
    • حالت
    • آهنگ
    • گونه
    • کشیدگی
    • کشیدن
    • لحن
    • نغمه
    • کرنشی
    • نسل
    • تبار
    • روش
    • تصنیف
    • جنس
    • بیزیدن
    • خماندن
    • خنیا
    • پرویختن
    • کوشیدن
    • اولاد
    • کششی
    • ترانه
    • (از حد معینی بیشتر) کش دادن
    • (با: at) تردید کردن
    • (تحت فشار) اندازه یا شکل چیزی را عوض کردن
    • (در اصل) پس انداختن (بچه)
    • (زیست شناسی) سویه
    • (عضله و غیره) رگ به رگ کردن یا شدن
    • (مجازی) رگ
    • (معمولا جمع) قطعه ی موسیقی
    • (مهجور) وادار کردن
    • (نوشته یا سخن و غیره) سبک
    • آبکش کردن
    • آسیب رساندن
    • آهنگ شیرین
    • ابا کردن 0
    • از صافی رد کردن
    • به تقلا درآمدن یا درآوردن
    • تاکید کردن
    • تحریف کردن
    • تخم و ترکه
    • تشدید یافتن
    • تلاش 1
    • تلاش کردن
    • تنشی 3
    • خصلت ارثی
    • داد سخن
    • دارای تنش کردن یا شدن
    • دارای کشش کردن
    • دگردیس کردن یا شدن
    • رگ به رگ شدگی 4
    • زاد و رود
    • صاف کردن
    • صافی کردن
    • صدمه زدن
    • فراتر رفتن
    • فشار آوردن
    • فوران بلاغت (یا فحش و غیره)
    • قطعه ی شعر (به ویژه شعر غنایی)
    • ماشیوه کردن
    • مجبور کردن
    • نوه و نتیجه
    • ویژگی مانداکی
    • کرنش شدن یا کردن
    • کشش 2
    • کشیدگی ماهیچهای
    • کوشش کردن
    • گرایش نداشتن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "strain" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "strain" with translations into Persian

  • تفاوتهاى زادي · تفاوتهاي دودمانی · تفاوتهاي سویهای · تفاوتهاي گونهاي · تفاوتهای زيستشناختي · تفاوتهای زیستی
  • ریززیوی (میکرو ارگانیسم) فرضی که می تواند همه ی موجودات کره ی زمین را نابود کند
  • آسیب فشار تکراری
  • آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
  • ماست چکیده
  • تحمیلی · تصنعی · خمیده، از جا در رفته · زورکی · ساختگی · کرنشی
  • آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
  • اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
Add

Translations of "strain" into Persian in sentences, translation memory