Translation of "suffer" into Persian

متحمل شدن, (سختی یا درد و غیره) کشیدن, - بردار بودن are the top translations of "suffer" into Persian.

suffer verb grammar

(intransitive) To undergo hardship. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • متحمل شدن

  • (سختی یا درد و غیره) کشیدن

  • - بردار بودن

  • Less frequent translations

    • - دیدن
    • اجازه دادن
    • ایستادگی کردن
    • تاب آوردن
    • تحمل کردن
    • تن در دادن
    • جلو آمدن
    • دستخوش تغییر شدن
    • دچار بودن
    • رنج بردن
    • عذاب کشیدن
    • فرصت دادن
    • مبتلا بودن
    • مجازات شدن
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • وفا کردن
    • یارا داشتن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "suffer" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Suffer
+ Add

"Suffer" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Suffer in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "suffer" with translations into Persian

  • (قدیمی) رنج · آسیب · اجازه · ارفاق · اغماض · تاب · تحمل · رخصت · رضایت ضمنی · مدارا · نادیده انگاری · گذشت · یارا
  • تاب آوردنی · تحمل پذیر
  • دردکش · رنجور · شهید
  • آدرنگ · آسیب · تحمل رنج یا درد · تقلا · جان کندن · درد · دردمند · رنج · سکرات مرگ · صدمه · عذاب · غصه · محنت · مصیبت
  • تحمل ناپذیر، غیر قابل تحمل
  • (تحمل مشقات برای مدت طولانی) بردباری دراز مدت · بردبار (در دراز مدت) · شکیبایی زیاد · پرشکیب · پرشکیبی
  • آدرنگ · آسیب · تحمل رنج یا درد · تقلا · جان کندن · درد · دردمند · رنج · سکرات مرگ · صدمه · عذاب · غصه · محنت · مصیبت
  • آدرنگ · آسیب · تحمل رنج یا درد · تقلا · جان کندن · درد · دردمند · رنج · سکرات مرگ · صدمه · عذاب · غصه · محنت · مصیبت
Add

Translations of "suffer" into Persian in sentences, translation memory