Translation of "surroundings" into Persian
دوروبر, محیط, احاطه are the top translations of "surroundings" into Persian.
surroundings
noun
grammar
Plural form of surrounding. [..]
-
دوروبر
nounAnd especially did this apply to the mystery which had now surrounded Esta for some time.
این نکته به ویژه در مورد رازی صدق میکرد که از چندی پیش دوروبر مسئله استا را فراگرفته بود.
-
محیط
nounDolly was a little embarrassed and anxious in the new surroundings in which she found herself.
دالی در این محیط به کلی تازه تا اندازهای ناراحت بود.
-
احاطه
nounWagner's traditional march surrounded by a flood of embellishments.
رژهی سنتی واگنر که در میان کوهی از تزئینات واریاسیون ها احاطه شده بود.
-
Less frequent translations
- اطراف
- توابع
- حول وحوش
- دور وبر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "surroundings" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "surroundings" with translations into Persian
-
(انگلیس) مرز · احاطه · احاطه كردن · احاطه کردن · اطراف · توابع · حاشیه و کناره · حول وحوش · دربرگرفتن · درمیان گرفتن · دوره کردن · دوروبر · دیوار کشیدن · محاصره · محاصره کردن · نوردن · نوردیدن · پره گرفتن · پیراگیری کردن
-
صدای ساراند
-
احاطه · اطراف · سوی ها · مجاور · پیرامن · گرداگرد
-
محیط کار
-
(انگلیس) مرز · احاطه · احاطه كردن · احاطه کردن · اطراف · توابع · حاشیه و کناره · حول وحوش · دربرگرفتن · درمیان گرفتن · دوره کردن · دوروبر · دیوار کشیدن · محاصره · محاصره کردن · نوردن · نوردیدن · پره گرفتن · پیراگیری کردن
-
(انگلیس) مرز · احاطه · احاطه كردن · احاطه کردن · اطراف · توابع · حاشیه و کناره · حول وحوش · دربرگرفتن · درمیان گرفتن · دوره کردن · دوروبر · دیوار کشیدن · محاصره · محاصره کردن · نوردن · نوردیدن · پره گرفتن · پیراگیری کردن
-
احاطه · اطراف · سوی ها · مجاور · پیرامن · گرداگرد
-
احاطه · اطراف · سوی ها · مجاور · پیرامن · گرداگرد
Add example
Add