Translation of "swallow" into Persian
پرستو, چلچله, بلعیدن are the top translations of "swallow" into Persian.
(transitive) To cause (food, drink etc.) to pass from the mouth into the stomach; to take into the stomach through the throat. [from 11th c.] [..]
-
پرستو
nounbird
Close my eyes and think of a swallow swooping and soaring.
چشمانم را میبندم و به یک پرستو که شیرجه میرود و بـه سـرعت اوج میگیرد، فکر میکنم.
-
چلچله
nounbird [..]
But then, of course, African swallows are non-migratory.
ولي اونموقع البته ، چلچله هاي آفريقايي کوچ نمي کنند
-
بلعیدن
verbto cause to pass from the mouth into the stomach
And how can you imagine a dog could be alive after swallowing a pin?
گذشته از این نمیتوان امیدوار بود که این حیوان پس از بلعیدن یک سنجاق زنده مانده باشد.
-
Less frequent translations
- ابابیل
- اوباردن
- قورت
- بلع
- گلو
- قلپ
- فروبردن
- مری
- بنکشیدن
- فروبری
- فروکشیدن
- لمباندن
- فراگرفتن
- پرست
- فهمیدن
- پذیرفتن
- (با اشتیاق یا به آسانی) جذب کردن
- (جانور شناسی) چلچله
- (حرف خود را) پس گرفتن
- (در خود) سرکوب کردن
- (مجازی) درکام کشیدن
- (معمولا با: up) بلعیدن
- استغفار کردن
- انکار کردن
- بلع کردن
- به خود هموار کردن
- تحمل کردن
- در آشامیدن
- در بطن خود جادادن
- درک کردن
- زیر سبیلی درکردن
- عمل بلع
- فرو بردن
- فرو دادن
- قدرت بلع
- قورت دادن
- لوله ی مری
- نگفتن
- پرستو (تیره ی Hirundinidae - پرنده گال تیز بال و دارای دم دو شاخه)
- کنار گذاشتن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "swallow" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "swallow"
Phrases similar to "swallow" with translations into Persian
-
پرستوی پیامرسان
-
پرستوی دمگاهسفید
-
پرستوی سینهقرمز
-
پرستوی دمسفید
-
پرستوی سیاه و قرمز
-
پرستوی اتیوپی
-
(مردانه) پالتو دم پرستویی
-
بلعنده · قورت دهنده