Translation of "tapping" into Persian
شهدکشی, (جمع) آبگونه ی جمع آوری شده از راه شهدکشی یا آبکشی, آرام کوبی are the top translations of "tapping" into Persian.
tapping
verb
noun
grammar
An act of making a light hit or strike against something. [..]
-
شهدکشی
-
(جمع) آبگونه ی جمع آوری شده از راه شهدکشی یا آبکشی
-
آرام کوبی
-
Less frequent translations
- عمل ضربه زنی آهسته
- مشروب در آورده شده از بشکه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "tapping" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "tapping" with translations into Persian
-
میخانه
-
شنود ارتباطات مخابراتی
-
(ارتش) · (سربازخانه و اردوگاه) شیپور خاموشی · (مراسم دفن نظامی) شیپور خاکسپاری · شیپور خواب · شیپور مرگ
-
Drilled, tapped holes for securing the MICRO
-
(از کسی) پول در کشیدن · (با توپی وغیره) بستن · (با ضربه های تند و سبک) انجام دادن · (با وصل کردن به سیم تلفن دیگران) مخفیانه به مکالمات تلفنی گوش دادن · (برای بستن سوراخ بشکه یا در بطری و غیره)توپی · (برای گرفتن شیره ی درخت) تنه ی درخت را سوراخ کردن · (به طور سریع و ملایم)زدن · (به ویژه از حفره یا غده یا اندام) در آوردن مایع · (سوراخ بطری یا بشکه و غیره) گشودن · (عامیانه) پول قرض کردن · (لوله ی آب و گاز و غیره یا سیم برق و غیره را) به لوله یا سیم اصلی وصل کردن 3 · (مثلا برای عضویت در باشگاه) برگزیدن · (مشروب و غیره) بشکه ای · (وسیله ی بستن لوله یا بند آوردن جریان آب) توپی · (کفش) پاشنه یا تخت نوزدن · آهسته زدن · با صدای تپ تپ یاتلپ تلپ حرکت کردن · باز کردن · بند آور · بهره برداری کردن 2 · بهره گیری کردن · بیرون کشی · تاپ · تخت تازه · تق تق زدن · تلنگر · توپی · توپی را برداشتن 1 · تکانچه · حائل شدن · حدیده کردن · حدیده گر · در آورده از سوراخ بشکه · در کشی · دستگاه حدیده کردن مهره ی پیچ (نه خود پپچ) · رقص ((تپ)) (tap dance) کردن · ریزتکان · سوراخ گیر · سوراخگیر · شير آب · شیر · شیر زدن (به لوله یا بشکه و غیره) · شیره گرفتن 0 · ضربه زدن · ضربه ی سبک و تند · قالب · قلاویز · قلاویز زدن به · قلاویزدار کردن · مخفف : taproom · نواختن · نیوشه کردن · نیوشیدن 4 · پاشنه ی تازه · پذیرفتن · پینه دوزی کردن · کشیدن · کم تکان · گلمیخ پاشنه ی کفش · گوش دادن مخفیانه به مکالمات تلفنی (رجوع شود به wiretap) · گوه
-
(نوعی رقص با کفش گل میخ دار که صدا ایجاد می کند) تپ دانس · رقص تپ · پای بازی
-
توانایی استفاده و بهره بردن از چیزی
-
شهدکشی رزین
Add example
Add