Translation of "teasing" into Persian

عشقبازي, اذیت, بازتاب فحلي are the top translations of "teasing" into Persian.

teasing adjective verb noun grammar

Present participle of tease. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • عشقبازي

  • اذیت

    noun

    Yeah, the kind that teases him'cause his mommy misses him.

    آره ، یه جورایی اذیت میشه که مامانش دلش براش تنگ شده.

  • بازتاب فحلي

  • Less frequent translations

    • برخورنده
    • دگرجنسخواهی
    • دگرخواهی جنسی
    • رفتار جفتگيری
    • رفتار جنسی
    • رفتار فحلي
    • رنجش آمیز
    • طاعون زده
    • همجنسخواهی
    • پر دردسر
    • پرزحمت
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "teasing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "teasing" with translations into Persian

  • (از نظر جنسی) تحریک کردن (ولی اقناع نکردن) · (با کوشش) به دست آوردن · (پرز پارچه یا الیاف پشم یا موی سر و غیره را با شانه زدن) وز کرده کردن · (گیسو) پوش دادن (teasel هم می گویند) · آزردن · آشکار کردن · اذیت · اذیت کردن · اذیت کن · اهل شوخی و سر به سر گذاری · به بازی گرفتن · تمسخر · خار کردن · خبط کردن · دست انداختن · رجوع شود به tantalize · رسیدن (به) · سر به سر کسی گذاشتن · سر به سر گذاری · سرزنش کردن · شماتت کردن · شهوت انگیزی · شهوت انگیزی کردن · طناز · عشوه گری · عشوه گری کردن · لاس · لوند · محاصره کردن · مسخره کردن · وزاندن · پاپی کسی شدن · پرعشوگی · گال · گال دادن
  • (از نظر جنسی) تحریک کردن (ولی اقناع نکردن) · (با کوشش) به دست آوردن · (پرز پارچه یا الیاف پشم یا موی سر و غیره را با شانه زدن) وز کرده کردن · (گیسو) پوش دادن (teasel هم می گویند) · آزردن · آشکار کردن · اذیت · اذیت کردن · اذیت کن · اهل شوخی و سر به سر گذاری · به بازی گرفتن · تمسخر · خار کردن · خبط کردن · دست انداختن · رجوع شود به tantalize · رسیدن (به) · سر به سر کسی گذاشتن · سر به سر گذاری · سرزنش کردن · شماتت کردن · شهوت انگیزی · شهوت انگیزی کردن · طناز · عشوه گری · عشوه گری کردن · لاس · لوند · محاصره کردن · مسخره کردن · وزاندن · پاپی کسی شدن · پرعشوگی · گال · گال دادن
  • (از نظر جنسی) تحریک کردن (ولی اقناع نکردن) · (با کوشش) به دست آوردن · (پرز پارچه یا الیاف پشم یا موی سر و غیره را با شانه زدن) وز کرده کردن · (گیسو) پوش دادن (teasel هم می گویند) · آزردن · آشکار کردن · اذیت · اذیت کردن · اذیت کن · اهل شوخی و سر به سر گذاری · به بازی گرفتن · تمسخر · خار کردن · خبط کردن · دست انداختن · رجوع شود به tantalize · رسیدن (به) · سر به سر کسی گذاشتن · سر به سر گذاری · سرزنش کردن · شماتت کردن · شهوت انگیزی · شهوت انگیزی کردن · طناز · عشوه گری · عشوه گری کردن · لاس · لوند · محاصره کردن · مسخره کردن · وزاندن · پاپی کسی شدن · پرعشوگی · گال · گال دادن
  • (از نظر جنسی) تحریک کردن (ولی اقناع نکردن) · (با کوشش) به دست آوردن · (پرز پارچه یا الیاف پشم یا موی سر و غیره را با شانه زدن) وز کرده کردن · (گیسو) پوش دادن (teasel هم می گویند) · آزردن · آشکار کردن · اذیت · اذیت کردن · اذیت کن · اهل شوخی و سر به سر گذاری · به بازی گرفتن · تمسخر · خار کردن · خبط کردن · دست انداختن · رجوع شود به tantalize · رسیدن (به) · سر به سر کسی گذاشتن · سر به سر گذاری · سرزنش کردن · شماتت کردن · شهوت انگیزی · شهوت انگیزی کردن · طناز · عشوه گری · عشوه گری کردن · لاس · لوند · محاصره کردن · مسخره کردن · وزاندن · پاپی کسی شدن · پرعشوگی · گال · گال دادن
Add

Translations of "teasing" into Persian in sentences, translation memory