Translation of "threaded" into Persian

بند کشیده, نخ کشیده are the top translations of "threaded" into Persian.

threaded adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of thread . [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بند کشیده

  • نخ کشیده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "threaded" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "threaded" with translations into Persian

  • (امریکا - خودمانی - جمع) جامه · (به سختی) عبور کردن · (تایر اتومبیل و دوچرخه و غیره) عاج · (سوزن را) نخ کردن · (مجازی) رشته · (نخ یا فیلم یا سیم و غیره) دور قرقره پیچیدن · (پیچ و مهره) دندانه · (پیچ یا مهره و غیره را) حدیده کردن 3 · (کاشانی) پنگاندن · الگوریتمهای چندریسمانی · الیاف · برجستگی · بند · به طور پیچاپیچ رفتن · به نخ کشیدن · تابیدن 4 · حدیده · دارای نخ یا رشته های بخصوص کردن · در مسیر پر پیچ و خم حرکت کردن · دنباله · رزوه · رشته · رگه · رگه دار کردن · ریسمان · سوزن دوزی کردن · شعاع · قلاویز · قیطان · لباس 2 · ماسوره کردن · نخ · نخ در سوزن کردن · نخ دوزی کردن · نخ کردن · نواره · نواره دار کردن 1 · پیچ وخم داشتن · گذر کردن 0
  • (پیچ یا مهره) حدیده · رزوه · شیار مارپیچ
  • رشته فن - آت (fan-out)
  • به مویی بند است
  • دختر ترشیده · نختاب
  • الگوی مخزن نخ
  • جامه · ملبوس
  • درخت دودویی نخی
Add

Translations of "threaded" into Persian in sentences, translation memory