Translation of "thunder" into Persian
رعد, تندر, غرش are the top translations of "thunder" into Persian.
thunder
Verb
verb
noun
grammar
The sound caused by the discharge of atmospheric electrical charge. [..]
-
رعد
nounsound caused by lightning [..]
If the crowd was cheering, they couldn't hear it over the fresh rolls of thunder.
غرش سهمگین رعد نمیگذاشت صدای هلهلهی تماشاچیان را بشنوند.
-
تندر
nounsound caused by lightning [..]
The sound of thunder may indicate divine intervention or anger.
صدای تندر ممکنه نشوندهندهی دخالت یا خشم الهی باشه.
-
غرش
Somewhere in remote distance a rocket bomb thundered.
جایی در دوردستهای دور غرش بمب موشکی به گوش میرسید.
-
Less frequent translations
- غرنبه
- تهدید
- غریدن
- پیمودن
- کوفتن
- درک
- (با سرعت یا صدای تندر مانند) حرکت کردن
- (با صدای تندر مانند) تهدید کردن
- (با صدای تندر مانند) زدن
- (قدیمی) گور
- آسمان غرنبه
- آسمان غرنبه شدن
- آسمان غره
- بیم افکنی
- تندر زدن
- جهنم دره (thunderation هم می گفتند)
- داد و قال کردن
- رجز خواندن
- رجز خوانی
- رعد زدن
- شاخ و شانه کشی
- شاخ و شانه کشیدن
- صدای تندر
- هارت و پورت
- هارت و پورت کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "thunder" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "thunder" with translations into Persian
-
کسی یاچیزی که مانندتندرصدا کند
-
تندرین · جنجال آفرین · رعد اسا · صاعقه وار · پر تندر · پر رعد و برق · پر سر و صدا
-
(عامیانه) بزرگ · تندر مانند · تندرگر · رعد آسا · رعد کننده · غران · غول آسا · گنده
-
آوای تندر
-
غرش رعد
-
تندرین · جنجال آفرین · رعد اسا · صاعقه وار · پر تندر · پر رعد و برق · پر سر و صدا
-
(عامیانه) بزرگ · تندر مانند · تندرگر · رعد آسا · رعد کننده · غران · غول آسا · گنده
-
(عامیانه) بزرگ · تندر مانند · تندرگر · رعد آسا · رعد کننده · غران · غول آسا · گنده
Add example
Add