Translation of "toll" into Persian

باج, خراج, تلفات are the top translations of "toll" into Persian.

toll verb noun grammar

(transitive) To impose a fee for the use of. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • باج

    noun

    before wounds and weariness have taken their toll

    قبل از زخمي شدن و خستگي باج هاي خود را برده اند

  • خراج

    noun
  • تلفات

    And never has infidelity exacted such a psychological toll.

    و هرگز خیانت چنین تلفات روانی نداشته است.

  • Less frequent translations

    • هزینه
    • ارزش
    • گذرباج
    • زیان
    • زدن
    • (با زدن ناقوس) اعلام کردن (معمولا مرگ کسی یا احضار به کلیسا را)
    • (به ویژه برای عبور از جاده و پل و غیره) راه باج
    • (نادر) باج گرفتن
    • (ناقوس کلیسا را به طور مداوم و موزون) به صدا در آوردن یا درآمدن
    • اجرت آسیاب کردن
    • اضافه هزینه (بابت هر خدمت اضافی)
    • تعداد خسارات
    • خسارت (خسارات)
    • راه باج گرفتن
    • زده شدن
    • زنگ زنی
    • صدای زنگ
    • صدای ناقوس
    • عوارض بستن (به)
    • عوارض تلفن به محل دور
    • عوارض جاده (یا پل)
    • ناقوس زنی
    • هزینه ی آسیاب (گندم و غیره)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "toll" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "toll" with translations into Persian

  • پرداخت الکترونیکی عوارض
  • دروازه ی باج گیری · راه باج یا عوارض · محل گرفتن
  • (راه که برای عبور از آن باید باج یا عوارض پرداخت) باجراه · باج راه · جاده
  • تلفن به محل دور · تلفن دور برد · تلفن راه دور (که عوارض یا باج اضافی دارد)
  • نفلت ناگیار یاه هرامش
  • باج پل · پل که برای عبور از آن باید باج پرداخت
Add

Translations of "toll" into Persian in sentences, translation memory