Translation of "undertaker" into Persian
مسئول, متعهد, کارپذیر are the top translations of "undertaker" into Persian.
undertaker
noun
grammar
A funeral director; someone whose business is to manage funerals, burials and cremations [..]
-
مسئول
nounI must see the undertaker
. باید مسئول کفن و دفن رو ببینم
-
متعهد
nounwhereby, as they undertake, one man shall do the work of ten
متعهد میشوند که یک مرد کار ده مرد را بکند
-
کارپذیر
-
Less frequent translations
- پذیرنده
- پذیرا
- به عهده گیرنده
- تقبل کننده
- خاکسپار (funeral director هم می گویند)
- مامور کفن و دفن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "undertaker" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "undertaker" with translations into Persian
-
مقاطعه کاری وابسته
-
(به) گردن گرفتن · (قدیمی) مرده شویی (کفن و دفن) کردن · به عهده گرفتن · تضمین کردن · تعهد کردن · تقبل کردن · توجه کردن · تیمار کردن · عهده دار · قبول کردن آن است که فقط یک نفر بتواند آن را به عهده بگیرد. · قول و قرار گذاشتن · متعهد شدن · پذیرفتن · پرستاری کردن · پیمان بستن · کوشش کردن
-
متعهد · مسئول
-
حادثه · سرگذشت · ماجرا · ماجراجویی · مخاطره
-
(به) گردن گیری · امرمهم · به عهده گیری · تضمین · تعهد · تقبل · تکلیف · حرفه ی کفن و دفن · طرح · قول و قرار · متعهد · وظیفه
-
مامور كفن و دفن
-
به عهده گرفتن، تقبل کردن · تقبل کردن- تعهد دادن- متعهد شدن- به عهده گرفتن
-
(به) گردن گرفتن · (قدیمی) مرده شویی (کفن و دفن) کردن · به عهده گرفتن · تضمین کردن · تعهد کردن · تقبل کردن · توجه کردن · تیمار کردن · عهده دار · قبول کردن آن است که فقط یک نفر بتواند آن را به عهده بگیرد. · قول و قرار گذاشتن · متعهد شدن · پذیرفتن · پرستاری کردن · پیمان بستن · کوشش کردن
Add example
Add