Translation of "vocalical" into Persian
اوایی, صدادار, صوتی are the top translations of "vocalical" into Persian.
vocalical
-
اوایی
-
صدادار
-
صوتی
Tom would have cried out loud, but his vocal cords were suddenly frozen, locked.
تام سعی کرد فریاد بزند ولی تارهای صوتی او یخ زده و قفل بودند.
-
مربوط به حرف باصدا
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "vocalical" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "vocalical" with translations into Persian
-
آوازخوان · خواننده · نغمه سرا
-
آواز · صدا · موسیقی آوازی
-
آواگری · آواگری (رفتار) · ادا · بازتابهاي شرطيشده · ترس · تلفظ صوتی · رفتار · رفتارشناسي · سخنگویی · عادتها · فرضيه رفتار
-
(آواشناسی) تبدیل به حرف باصداکردن · (برخی زبان ها مانند عربی و عبری) زیر و زبر نوشتن · آواز خواندن · ادا کردن · بیان کردن · تلفظ کردن · صریحا گفتن · مصوت کردن یا شدن · مژده دادن · واکه نمایی کردن · واکه کردن یا شدن · گفتن
-
آوازخوانی · حرف با صدا · رجوع شود به vocalization · سازگان واکه های هر زبان · سخنگویی · واکه
-
پردههای صوتی
-
(آدم) اهل سر و صدا · (وابسته به) گویایی · آوا · آوازی · آوای گفتاری · آوایی · با صدای شنیدنی · خروشان · رجوع شود به vocalic · رجوع شود به voiced · رک · رک و راست · شفاهی · صدا · صدایی · صوت · صوتی · طنین افکن · غنایی · غوغایی · پرحرف · پرطنین · گفتاری
-
مشتمل بر حروف باصدا · وابسته به حرف های باصدا · واکه ای · واکه مانند · پرواکه
Add example
Add