Translation of "widow" into Persian
بیوه, هویب, (امریکا) زنی که شوهرش او را تنها می گذارد are the top translations of "widow" into Persian.
widow
verb
noun
grammar
A woman whose husband has died (and has not re-married); feminine of widower. [..]
-
بیوه
nouna woman whose husband has died [..]
She was a widow when I married her, with three children, one smaller than the other.
بیوه بود که من گرفت مش و سه بچه داشت، یکی از دیگری کوچکتر.
-
هویب
-
(امریکا) زنی که شوهرش او را تنها می گذارد
-
Less frequent translations
- (چاپ) نیم سطر بالای صفحه
- بیوه زن
- بیوه شدن
- بیوه کردن
- سطر جامانده
- شوهر مرده
- شوهر کسی را کشتن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "widow" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "widow"
Phrases similar to "widow" with translations into Persian
-
(ذخیره یا آذوقه) پایان ناپذیر · (هر چیز) تمام نکردنی · مصرف نکردنی
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
بیوه سیاه جنوبی
-
(جانورشناسی) بیوه سیاه (عنکبوت امریکایی Latrodectus mactans که ماده ی آن بدنی سیاه دارد و نیش آن زهرین است)
-
(در خانه های ساحلی شمال خاوری امریکا) بالکن روی بام · سکوی بام
-
بیوه
-
مرد بیوه · مردی که از زنش جدا شده و یا او را طلاق داده است · مردی که زنش اغلب از منزل بیرون است
-
(جانورشناسی) مرغ پشه خوار (Caprimulgus carolinensis - بومی جنوب ایالات متحده)
Add example
Add