Translation of "arched" into Persian
خم, دارای تاق ضربی, قوسدار are the top translations of "arched" into Persian.
arched
adjective
verb
Curved. [..]
-
خم
adjective nounI can arch my back so that my head hits my heels.
من كمرم رو اونقدر ميتونم خم كنم كه سرم به پاشنه هاي پام برسه
-
دارای تاق ضربی
-
قوسدار
-
Less frequent translations
- قوسی
- منحنی
- نیم دایره
- هلالی
- کمانی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "arched" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "arched" with translations into Persian
-
بخش منحنی یا قوس مانند هر چیز · قوس اندر قوس · قوس ساز · مانند تاق ضربی · نیم دایره وار · یک ردیف تاق های ضربی
-
پل قوسی
-
آرخه
-
ابر [archenemy و archduke] · اعظم · بزرگ (در ساختن عناوین هم به کار می رود) · عمده · پیشوند: اصلی
-
(معماری) · اصلی · بازیگوش · بزرگ · تاق (ضربی) زدن · تاق سردرها و غیره · تاق ضربی · تاق قوسی · جادو شده · خیلی حساس · دارای تاق منحنی کردن · زرنگ · ساختمان دارای تاق ضربی · سالار · شوخ · شیطان · طاق · طاق نما · عمده · قدیمی · قوس · قوس کف پا · قوسی · قوسی شکل کردن · مجمع الجزایر · محیل · معماری · منحنی کردن · نیم دایره · هر چیز قوس مانند · هلال · هوسباز · پسوند: حکمران · کمان
-
(کالبدشناسی - جانور شناسی) قوس وجنه · استخوان گونه · قوس گونه
-
(معماری) تاق یا قوس نوک تیز · بالا پنجره ی نیزه ای · تاق نیزه ای
-
(معماری) تاق ضربی · تاق قوسی
Add example
Add