Translation of "armored" into Persian

زرهپوش, زرهدار, مجهز به خودروهای زرهپوش are the top translations of "armored" into Persian.

armored adjective verb grammar

Clad or equipped with arms or armor. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • زرهپوش

    to knock out a Sudanese Saladin armored car.

    تا یک زرهپوش سالاد نی سودانی را منفجر نمایند مرد.

  • زرهدار

  • مجهز به خودروهای زرهپوش

  • مجهز به زره

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "armored" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "armored"

Phrases similar to "armored" with translations into Persian

  • (انگلیس : armour) · (در گیاه و حیوان) لایه ی حفاظی · برگستوان · جنگ افزارهای زرهی (مثل تانک و زرهپوش) · جوشن · جوشن لای · خنگل · رسته ی زرهی · زره · زرهپوش کردن · زرهی شدن یا کردن · سلاح · لاک · ورقه ی پولادین یا فلزی که برای زرهی کردن کشتی و هواپیما به کار می رود · کژاکند · کژین
  • (ارتش)متصدی نگهداری و تعمیر سلاح های دستی · (در اصل) کسی که زره می ساخت یا تعمیر می کرد · اسلحه ساز · جنگ افزاردار · جنگ افزارساز · جوشن گر · رویگر · زراد · زره ساز
  • زبان آرموریک · زبان برتون (Armorican هم می نویسند) · وابسته به ناحیه ی آرموریکا (امروزه بریتانی) در شمال غربی فرانسه
  • بتون آرمه
  • زره
  • (ارتش) خودرو زرهی · خودرو زرهدار (برای حمل پول بانک ها و غیره) · خودرو ضد گلوله · خودرو چرخدار زرهپوش (نظامی) · زرهپوش · ماشين زره دار · ون امنیتی
  • (جانور شناسی) انواع حشرات سپردار (از تیره ی Diaspididae که بدنشان از ماده ی سخت موم مانندی پوشیده شده است)
  • خودرو زرهپوش جنگی
Add

Translations of "armored" into Persian in sentences, translation memory