Translation of "armoric" into Persian
زبان آرموریک, زبان برتون (Armorican هم می نویسند), وابسته به ناحیه ی آرموریکا (امروزه بریتانی) در شمال غربی فرانسه are the top translations of "armoric" into Persian.
armoric
-
زبان آرموریک
-
زبان برتون (Armorican هم می نویسند)
-
وابسته به ناحیه ی آرموریکا (امروزه بریتانی) در شمال غربی فرانسه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "armoric" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Armoric
adjective
proper
grammar
Relating to Armorica; Armorican. [..]
+
Add translation
Add
"Armoric" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Armoric in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "armoric" with translations into Persian
-
(انگلیس : armour) · (در گیاه و حیوان) لایه ی حفاظی · برگستوان · جنگ افزارهای زرهی (مثل تانک و زرهپوش) · جوشن · جوشن لای · خنگل · رسته ی زرهی · زره · زرهپوش کردن · زرهی شدن یا کردن · سلاح · لاک · ورقه ی پولادین یا فلزی که برای زرهی کردن کشتی و هواپیما به کار می رود · کژاکند · کژین
-
زرهدار · زرهپوش · مجهز به خودروهای زرهپوش · مجهز به زره
-
(ارتش)متصدی نگهداری و تعمیر سلاح های دستی · (در اصل) کسی که زره می ساخت یا تعمیر می کرد · اسلحه ساز · جنگ افزاردار · جنگ افزارساز · جوشن گر · رویگر · زراد · زره ساز
-
بتون آرمه
-
زره
-
(ارتش) خودرو زرهی · خودرو زرهدار (برای حمل پول بانک ها و غیره) · خودرو ضد گلوله · خودرو چرخدار زرهپوش (نظامی) · زرهپوش · ماشين زره دار · ون امنیتی
-
(جانور شناسی) انواع حشرات سپردار (از تیره ی Diaspididae که بدنشان از ماده ی سخت موم مانندی پوشیده شده است)
-
خودرو زرهپوش جنگی
Add example
Add