Translation of "cancel" into Persian
لغو کردن, فسخ کردن, حذف are the top translations of "cancel" into Persian.
cancel
verb
noun
grammar
(transitive) To mark something (such as a used postage stamp) so that it can't be reused. [..]
-
لغو کردن
verbNTT cancelled telephone cards with over 300 units.
NTT کارتهای تلفن دارای بیش از 300 واحد را لغو کرد.
-
فسخ کردن
verbfor cancelling the lease
و معامله را فسخ کردم.
-
حذف
Do you really want to cancel this article?
واقعاً میخواهید این مقاله را حذف کنید ؟
-
Less frequent translations
- واداد
- وادادن
- وادادگی
- وازدن
- مالیدن
- افکندن
- (بلیط و چک و غیره) باطل کردن
- (تمبر و غیره) با مهر باطل کردن
- (ریاضی) ساده کردن
- (عامیانه) نشان (یا خط) ابطال
- (معمولا با out) جبران کردن
- (چاپ) حذف کردن
- از اعتبار انداختن
- از قلم اندازی
- باز خواندن
- باطل کردن
- به هم زدن
- تحویل کسر
- حذف کردن
- خط بطلان کشیدن بر
- خنثی کردن
- ساده کردن کسر
- سر به سر کردن
- صفر کردن
- مطلب از قلم افتاده
- ملغی کردن
- منحرف کردن
- موازنه کردن
- واداد کردن
- پس گرفتن
- کنسل کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cancel" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Cancel
A button that stops the task in progress and returns to the previous state.
-
لغو کردن- باطل کردن
Phrases similar to "cancel" with translations into Persian
-
(کالبدشناسی - استخوان) دارای ساختمان اسفنجی · (گیاه شناسی - برخی برگ ها) دارای رگ های ریز وشبکه مانند · اسفنجی · تورسان (cancellate و cancellated هم می گویند) · خلل و فرج دار · سوراخ سوراخ · مشبک
-
اسفنجی · سوراخ سوراخ · مشبک
-
چک پرداخت شده
-
ابطال بدهی
-
هزینه فسخ-بهای فسخ
-
استخوان اسفنجی
-
باطل کردن مرخصی
-
(ریاضی) اسقاط (قاعده) · ابطال · افکنش · الغا · باطل شده · تحویل · حذف · علامت ابطال یاباطل شدگی · فسخ · فسخ شده · فسخ-لغو-باطل · مهر باطل ساز (مثلا روی تمبر) (cancelation هم می نویسند) · نشان واداد یا وادادگی · هر چیز به هم خورده (یا: موقوف شده) · واداد · واداد شده · واداده · وادادگی · وغل · کسر
Add example
Add