Translation of "cancellation" into Persian
حذف, فسخ, ابطال are the top translations of "cancellation" into Persian.
cancellation
noun
grammar
The act, process, or result of canceling; as, the cancellation of certain words in a contract, or of the contract itself. [..]
-
حذف
nounDo you really want to cancel this article?
واقعاً میخواهید این مقاله را حذف کنید ؟
-
فسخ
nounGetting canceled for cause was a death sentence.
فسخ موجه قرارداد ، يعني مجازات مرگ
-
ابطال
the trip is cancelled. this is the last stop
مسافرت ابطال شدش اينجا اخرين ايستگاه هست
-
Less frequent translations
- واداد
- وادادگی
- افکنش
- الغا
- واداده
- وغل
- کسر
- تحویل
- (ریاضی) اسقاط (قاعده)
- باطل شده
- علامت ابطال یاباطل شدگی
- فسخ شده
- فسخ-لغو-باطل
- مهر باطل ساز (مثلا روی تمبر) (cancelation هم می نویسند)
- نشان واداد یا وادادگی
- هر چیز به هم خورده (یا: موقوف شده)
- واداد شده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cancellation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "cancellation" with translations into Persian
-
(کالبدشناسی - استخوان) دارای ساختمان اسفنجی · (گیاه شناسی - برخی برگ ها) دارای رگ های ریز وشبکه مانند · اسفنجی · تورسان (cancellate و cancellated هم می گویند) · خلل و فرج دار · سوراخ سوراخ · مشبک
-
اسفنجی · سوراخ سوراخ · مشبک
-
چک پرداخت شده
-
ابطال بدهی
-
هزینه فسخ-بهای فسخ
-
(بلیط و چک و غیره) باطل کردن · (تمبر و غیره) با مهر باطل کردن · (ریاضی) ساده کردن · (عامیانه) نشان (یا خط) ابطال · (معمولا با out) جبران کردن · (چاپ) حذف کردن · از اعتبار انداختن · از قلم اندازی · افکندن · باز خواندن · باطل کردن · به هم زدن · تحویل کسر · حذف · حذف کردن · خط بطلان کشیدن بر · خنثی کردن · ساده کردن کسر · سر به سر کردن · صفر کردن · فسخ کردن · لغو کردن · مالیدن · مطلب از قلم افتاده · ملغی کردن · منحرف کردن · موازنه کردن · واداد · واداد کردن · وادادن · وادادگی · وازدن · پس گرفتن · کنسل کردن
-
لغو کردن- باطل کردن
-
استخوان اسفنجی
Add example
Add